بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَآ آتَاكُم فَاسْتَبِقُوا الخَيْرَاتِ إِلَى الله مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ
و اين کتاب [= قرآن] را به حق بر تو نازل کرديم، در حالى که کتب پيشين را تصديق مىکند، و حافظ و نگاهبان آنهاست؛ پس بر طبق احکامى که خدا نازل کرده، در ميان آنها حکم کن! از هوى و هوسهاى آنان پيروى نکن! و از احکام الهى، روى مگردان! ما براى هر کدام از شما، آيين و طريقه روشنى قرار داديم؛ و اگر خدا مىخواست، همه شما را امت واحدى قرارمىداد؛ ولى خدا مىخواهد شما را در آنچه به شما بخشيده بيازمايد؛ (و استعدادهاى مختلف شما را پرورش دهد). پس در نيکيها بر يکديگر سبقت جوييد! بازگشت همه شما، به سوى خداست؛ سپس از آنچه در آن اختلاف مىکرديد؛ به شما خبر خواهد داد.
قرآن تنها منبع اخذ عقايد و احکام اسلامي ست او اولين مأخذ و آخرين مرجع شريعت اسلام به شمار ميآيد و اسلام هم عبارت است از ايماني که عمل فرد آن را تصديق نمايد و چگونگي اين اعمال و رفتار جميعا در قران براي ما منعکس گشته است بنابر اين اسلام و مسلماني در تبلور عيني همين اعمالي است که کتاب مقدس آن را براي ما شرح و تفصيل داده است . همچنين فرقي نميکند که آن عمل در زمرهي عبادات باشد و يا به پيوند انسان با پروردگارش مرتبط باشد، اخلاق اجتماعي باشد و يا طرز مبارزه و جهاد . همه اين چار چوبها تعبدي اطاعت از انها براي يک مسلمان واجبي بدون قيد و شرط است .
عبادات و شعائري بزرگ همچون نماز که اسلام اهتمام فراواني به آن ميورزد و در شرايط گوناگون امنيت و خوف و سفر و حضر، راجع به آن سخن گفته و مردم را به مواظبت و محافظت از آن سفارش کرده و سعي براي رفتن به نماز جمعه را مقرّر فرموده است. قرآن حتّي به برخي از شروط و مقدّمات نماز مانند طهارت و غسل و آراستگي و همچنين ايستادن رو به قبله پرداخته است.يا زکات که در بيست و هشت مورد همراه با نماز ذکر شده است؛ يا، روزه که در سورهي بقره خداوند احکامش را بيان فرموده؛ و حجّ که بيشتر دستورات آن در سورههاي بقره و حجّ آمده است و يا اعمالي که به روابط انسان با خانوادهاش مربوط ميشود، اعمّ از زن و فرزند و پدر و مادر و خويشاوندان که قرآن در بسياري از سورهها آداب و احکام آن را بيان نموده است.يا مسائلي که با روابط اجتماعي و اقتصادي و سياسي ميان اقشار مختلف امّت اسلامي يا روابط بينالمللي ميان امّت اسلامي و ديگر امّتها و جامعهها، در حال صلح و جنگ و در شرايط قوّت و ضعف، مربوط ميشود.
بعد از اين همه آيات که مربوط به روش زندگي در اين دنيا مي باشد باز قران بارها به بي ارزشي اين دنيا اشاره کرده است ! سوالي که مطرح مي شود اين است ، دنيايي که اينقدر حقير و زود گذر است چرا دين مي خواهد به ادارهي و سازماندهي آن بپردازد؟ در واقع. اين درست است که دنيا در مقايسه با آخرت بسيار کمارزش است؛ اما، به خودي خود بسيار مهمّ و با ارزش ميباشد، زيرا مزرعهي آخرت و گذرگاه آمادگي بسوي دنياي ديگر است. ارزشي که دنيا براي يک مومن پيدا مي کند به اين خاطر است که در اينجا او خود را آماده ميکند و زحمت ميکشد، تا در ابديت جايي مطلوب را براي خود بدست بياورد. عمر محدود انسان در اين دنيا بينهايت با ارزش است، زيرا تنها سرمايهي او براي کسب اعمال صالحه و انجام وظايف خليفهاللهي در روي زمين ميباشد در حقيقت بعد از اين دنيا ديگر فرصتي براي ذخيره ثواب و جلب رضاي خدا وجود ندارد . پس هيچ جاي شگفتي نيست که خداوند متعال در کتاب ماندگار و ابدي خود طولانيترين آيه را به تنظيم امري از امور دنيا يعني مکتوب کردن بدهيهاي ناشي از معاملات اختصاص داده است .
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُب بَّيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلاَ يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَلاَ يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإن كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لاَ يَسْتَطِيعُ أَن يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُواْ شَهِيدَيْنِ من رِّجَالِكُمْ فَإِن لَّمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاء أَن تَضِلَّ إْحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الأُخْرَى وَلاَ يَأْبَ الشُّهَدَاء إِذَا مَا دُعُواْ وَلاَ تَسْأَمُوْاْ أَن تَكْتُبُوْهُ صَغِيرًا أَو كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِندَ اللّهِ وَأَقْومُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلاَّ تَرْتَابُواْ إِلاَّ أَن تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلاَّ تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوْاْ إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلاَ يُضَآرَّ كَاتِبٌ وَلاَ شَهِيدٌ وَإِن تَفْعَلُواْ فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللّهُ وَاللّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ( بقره - 282)
مسلمانان در هر زمان و مکاني ملزم به مراعات همهي احکام قران هستند؛ زيرا اين تنها شريعت و قانوني است که خداوند براي ايشان نازل گردانيده است، خداوند از خودِ اهل ايمان، به اوضاع و احوال و مصالح ايشان، و آنچه سبب پيشرفت در دنيا و سعادت در آخرت ميشود، آگاهتر است پس بر عهده يک انسان با ايمان است تا با تبعيت از کلام مولا و اطاعت محض از آن مصلحتي که خدا براي او تعيين کرده به اطمينان کامل برسد و آن اطمينان در برابر تسليم را بر هر مصلحت ديگري ترجيح بدهد .
وَ اللهُ يعْلَمُ المُفْسِدُ مِنَ المُصْلِحِ (بقره: 220)
خداوند براستي مفسد و مصلح را به درستي از يکديگر تشخيص ميدهد.
اَلا يعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطيفُ الخَبيرُ (مُلک: 14)
مگر آنکه آفريدگار، و بسيار ريزبين و باخبر است، نميداند؟!
هر کس خداوند را به عنوان معبود، و اسلام را به عنوان دين پذيرفته باشد بايستي به احکام خداوند که توسط ما انزل الله به او ابلاغ شده گردن نهد و آنها را بکار بگيرد. در غير اين صورت، بايستي دربارهي ايمان خود تجديد نظر کند؛ زيرا خداوند متعال ميفرمايد:
اتَّبِعْ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ ( انعام - 106)
از آنچه که از سوى پروردگارت بر تو وحى شده، پيروى کن! هيچ معبودى جز او نيست! و از مشرکان، روى بگردان!
احکام شرعي عملي در قرآن بينهايت اهمّيت دارند؛ زيرا، اين احکام هستند که يک امّت و تمدّن را از امّتها و تمدّنهاي ديگر متمايز ميگرداند. واجب بودن نماز و زکات و روزه و حجّ و امر به معروف و نهي از منکر و دعوت ديگران به دينداري و جهاد در راه خداوند و سپردن امانتها و مسئوليتها به کساني که اهليت آنها را دارند و تحريم ربا و زنا و همجنسگرايي و بيحجابي و سحر و جادوگري و قتل ناروا و شرابخواري و قماربازي و خوردن مال مردم و به خصوص ايتام به ناروا و کمارزش گردانيدن اموال و کالاهاي مردم و ترويج فساد در جامعه و ضرورت مجازات قاتل و سارق و کساني که تهمت ميزنند، و رويارويي با کساني که با دين خداوند به رويارويي ميپردازند و به طور خلاصه حکم کردن به ما انزل الله و نه غير آن ، همهي اين امور هستند که جامعهي اسلامي را از ديگر جوامع متمايز ميسازند و آن را واجد شخصيت و خصوصيت و اصول و ارکان خاصّي ميگردانند.به همين دليل، حاکم گردانيدن شريعت قراني و اجراي مفاد و مقرّرات آن فريضهاي الهي است و حاکمان و ديگر مردمان نبايد در مورد آن کوتاهي نمايند؛ و همهي مسائل مربوط به خانواده و امور اجتماعي و حکومتي در اين ارتباط يکسانند، و بدون ترديد، هر کس احکام الهي را اجرا ننمايد، به حَکَميت و حاکميت جاهليت تن در داده است:
أَفَحُکْمَ الْجَاهِلِيةِ يبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُکْمًا لِّقَوْمٍ يوقِنُونَ (مائده: 50)
آيا ميخواهند به آيين و قانون جاهليت تن در دهند؟! براي آنان که اهل (ايمان و) يقين هستند چه کسي از خداوند زيباتر (و بهتر) حکم مينمايد.
يکي از ويژگيهاي اين شريعت قرآني سهل و ساده بودن آن است. دشواريهاي و قيد و بندهايي را که براي پيشينيان وجود داشته است، از دوش امّت اسلامي برداشتهاند؛ و به همين جهت، آئینی که رسول الله تبلیغ کننده آن بود اينگونه توصيف شده است:
يأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَينْهَاهُمْ عَنِ الْمُنکَرِ وَيحِلُّ لَهُمُ الطَّيبَاتِ وَيحَرِّمُ عَلَيهِمُ الْخَبَآئِثَ وَيضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِي کَانَتْ عَلَيهِمْ (اعراف: 157)
آنان را به معروف (و نيکي) فرمان ميدهد و از منکر (و بدي) بر حذر ميدارد و پاکيها را برايشان حلال و ناپاکيهاي را بر آنان حرام ميگرداند، و بار مشکلات (را از دوش ايشان و نيز) و زنجيرهايي را که بر (دست و پاي) ايشان است برميدارد.
همچنين، خداوند متعال در پايان آيهي مربوط به طهارت ميفرمايد:
مَا يرِيدُ اللّهُ لِيجْعَلَ عَلَيکُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَکِن يرِيدُ لِيطَهَّرَکُمْ وَلِيتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ (مائده: 6)
خداوند نخواسته است که شما را در سختي و تنگنا قرار دهد، بلکه ميخواهد شما را پاک گرداند و نعمتش را بر شما کامل کند، شايد که سپاسگزاري کنيد.
و در پايان آيهي روزه ميفرمايد:
اللّهُ بِکُمُ الْيسْرَ وَلاَ يرِيدُ بِکُمُ الْعُسْرَ (بقره: 185)
و در پايان کلام از محرّمات ازدواج ميفرمايد:
يرِيدُ اللّهُ أَن يخَفِّفَ عَنکُمْ وَخُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِيفًا (نساء: 28)
و پس از امر به قصاص و بيان مشروع بودن عفو و تشويق به آن، ميفرمايد:
ذَلِکَ تَخْفِيفٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَرَحْمَةٌ (بقره: 178)
يکي از موارد آسانگيري اسلام اين است که شرايط بحراني را لحاظ ميکند، و مبناي اضطرار را آنچنان که بايد و شايد در نظر ميگيرد. به همين دليل است که خداوند متعال پس از بيان احکام خوراکيهاي حرام ميفرمايد:
فَمَنِ اضْطُرَّ غَيرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ (بقره: 173)
چنانچه کسي ناچار گردد، اگر (قصد) سرکشي و تجاوزگري را نداشته باشد، گناهي بر او نيست؛ براستي خداوند بسيار بخشاينده و مهربان است.
همچنين، شرايط غيرعادي آدمي را که مورد اکراه و اجبار قرار گرفته و اختيار خويش را از دست داده است، مراعات نموده است:
... اِلاّ مَنْ اُکْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالايمَْانِ (نحل: 106)
... بجز کسي که (تحت فشار و اجبار) وادار اظهار کفر ميگردد و در همان حال دل او بر ايمان استوار باشد.
در ارتباط به روزه، رخصتها و تخفيفاتي را قائل شده و فرموده است:
فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهْرَ فَلْيصُمْهُ وَمَن کَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيامٍ أُخَرَ (بقره: 185)
هر يک از شما (آمدن) ماه (رمضان) را شاهد باشد آن را روزه بگيرد، و هر کسي که مريض يا مسافر بود، روزهاي ديگري را (پس از ماه رمضان) روزه بگيرد.
در رابطه با نماز نيز ميفرمايد:
وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الأَرْضِ فَلَيسَ عَلَيکُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُواْ مِنَ الصَّلاَةِ (نساء: 101)
هر گاه به قصد مسافرت بهراه افتاديد، گناهي بر شما نيست اگر نماز را کوتاه کنيد.
و در ارتباط با جهاد ميفرمايد:
لَيسَ عَلَى الْأَعْمَى حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ فتح: 17)
بر شخص نابينا گناهي نيست و بر شخص لنگ گناهي نيست و بر بيماران نيز گناهي نوشته نميشود.
شريعت اسلام شريعتي است منطقي، زيرا احکام آن داراي دلايل قابل فهمي ميباشند و احکامي اجباري کورکورانه به شمار نميآيند، و آياتي هستند «لِقَوْمٍ يعْقِلون»؛ «لِقَوْمٍ يتَفَکَّرونَ»؛ «لِقَوْمٍ يعْلَمونَ»؛ و «لاُِولي الالباب»شريعت اسلام براي تحقق بخشيدن به مصالح معاش و معاد انسانها مقرر گرديده است؛ زيرا شارع مقدّس از همهي آفريدههايش بينياز است و احکام شريعتش را صرفاً در راستاي خير و منفعت انسانها وضع فرموده است؛ بنابر اين مردم چه آنها را دوست بدارند، وچه برايشان ناخوشايند باشد اين اوامر و نواهي هرگز تابع عواطف و مصلحت هاي شخصي ايشان نمي گردند ؛ چنانچه خداوند متعال ميفرمايد:
وَعَسَى أَن تَکْرَهُواْ شَيئًا وَهُوَ خَيرٌ لَّکُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّکُمْ وَاللّهُ يعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ (بقره: 216)
ممکن است از چيزي بدتان بيايد، امّا براي شما خيري در آن باشد، و ممکن است چيزي را دوست داشته باشيد، امّا برايتان شرّي به بار بياورد؛ خداوند ميداند، امّا شما بيخبر هستيد.
سپري شدن زمانها و وقوع رويدادها اين موضوع را به اثبات رسانيده است که همهي احکام قرآن خير و مصلحت انسانها را تحقق ميبخشند، و شرور و مفاسد را از ايشان دور ميگردانند؛ در صورتي که در گذشته نظراتي بر خلاف اين گفته مي شد به طور مثال در ارتباط با تشريع و مباح گردانيدن طلاق به هنگام غيرممکن بودن تفاهم زن و مرد ثابت گرديده است. آئين مسيحيت آنرا حرام گردانيده است و در نتيجه، بسياري از مسيحيان در غرب ناچار شدهاند از دين خود دست بردارند تا از مباح بودن طلاق استفاده کنند. نيز مانند مباح گردانيدن تعدّد همسر که در قانون غرب ممنوع است، اما عملاً در کشورهاي غربي مردان به جاي همسران متعدّد، رفيقههاي متعدّد دارند، و در ارتباط با اين مسئله هيچگونه مسئوليت و تعهّد و وظيفهي اخلاقي مراعات نميشود.
نمونهي ديگر، تحريم زنا و همجنسبازي است که ميبينيم چگونه اين اباحيگري در غرب به بيماريهاي سخت مانند ايدز و غيره انجاميده است و کيان فرهنگ و تمدّن غرب را به نابودي تهديد مينمايد. همچنين است تحريم شراب و قمار که قرآن آنها را پليد و شيطاني به شمار آورده است، و اين پليدي و شيطاني بودن آنها به طور آشکار در زندگي مردم غرب معاصر مصداق پيدا کرده است و زشتيها و پليديها و مفاسد و زيانهاي انساني و اخلاقي و اجتماعي و اقتصادي بسياري را پديد آورده است که بجز خداوند هيچکس از عواقب و پيامدهاي نهائي آن اطلاع ندارد
_________________________
با اقتباس از مقاله " قران و شريعت" نوشتهي دکتر يوسف قرضاوي
عبادات و شعائري بزرگ همچون نماز که اسلام اهتمام فراواني به آن ميورزد و در شرايط گوناگون امنيت و خوف و سفر و حضر، راجع به آن سخن گفته و مردم را به مواظبت و محافظت از آن سفارش کرده و سعي براي رفتن به نماز جمعه را مقرّر فرموده است. قرآن حتّي به برخي از شروط و مقدّمات نماز مانند طهارت و غسل و آراستگي و همچنين ايستادن رو به قبله پرداخته است.يا زکات که در بيست و هشت مورد همراه با نماز ذکر شده است؛ يا، روزه که در سورهي بقره خداوند احکامش را بيان فرموده؛ و حجّ که بيشتر دستورات آن در سورههاي بقره و حجّ آمده است و يا اعمالي که به روابط انسان با خانوادهاش مربوط ميشود، اعمّ از زن و فرزند و پدر و مادر و خويشاوندان که قرآن در بسياري از سورهها آداب و احکام آن را بيان نموده است.يا مسائلي که با روابط اجتماعي و اقتصادي و سياسي ميان اقشار مختلف امّت اسلامي يا روابط بينالمللي ميان امّت اسلامي و ديگر امّتها و جامعهها، در حال صلح و جنگ و در شرايط قوّت و ضعف، مربوط ميشود.
بعد از اين همه آيات که مربوط به روش زندگي در اين دنيا مي باشد باز قران بارها به بي ارزشي اين دنيا اشاره کرده است ! سوالي که مطرح مي شود اين است ، دنيايي که اينقدر حقير و زود گذر است چرا دين مي خواهد به ادارهي و سازماندهي آن بپردازد؟ در واقع. اين درست است که دنيا در مقايسه با آخرت بسيار کمارزش است؛ اما، به خودي خود بسيار مهمّ و با ارزش ميباشد، زيرا مزرعهي آخرت و گذرگاه آمادگي بسوي دنياي ديگر است. ارزشي که دنيا براي يک مومن پيدا مي کند به اين خاطر است که در اينجا او خود را آماده ميکند و زحمت ميکشد، تا در ابديت جايي مطلوب را براي خود بدست بياورد. عمر محدود انسان در اين دنيا بينهايت با ارزش است، زيرا تنها سرمايهي او براي کسب اعمال صالحه و انجام وظايف خليفهاللهي در روي زمين ميباشد در حقيقت بعد از اين دنيا ديگر فرصتي براي ذخيره ثواب و جلب رضاي خدا وجود ندارد . پس هيچ جاي شگفتي نيست که خداوند متعال در کتاب ماندگار و ابدي خود طولانيترين آيه را به تنظيم امري از امور دنيا يعني مکتوب کردن بدهيهاي ناشي از معاملات اختصاص داده است .
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُب بَّيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلاَ يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَلاَ يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإن كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لاَ يَسْتَطِيعُ أَن يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُواْ شَهِيدَيْنِ من رِّجَالِكُمْ فَإِن لَّمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاء أَن تَضِلَّ إْحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الأُخْرَى وَلاَ يَأْبَ الشُّهَدَاء إِذَا مَا دُعُواْ وَلاَ تَسْأَمُوْاْ أَن تَكْتُبُوْهُ صَغِيرًا أَو كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِندَ اللّهِ وَأَقْومُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلاَّ تَرْتَابُواْ إِلاَّ أَن تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلاَّ تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوْاْ إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلاَ يُضَآرَّ كَاتِبٌ وَلاَ شَهِيدٌ وَإِن تَفْعَلُواْ فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللّهُ وَاللّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ( بقره - 282)
مسلمانان در هر زمان و مکاني ملزم به مراعات همهي احکام قران هستند؛ زيرا اين تنها شريعت و قانوني است که خداوند براي ايشان نازل گردانيده است، خداوند از خودِ اهل ايمان، به اوضاع و احوال و مصالح ايشان، و آنچه سبب پيشرفت در دنيا و سعادت در آخرت ميشود، آگاهتر است پس بر عهده يک انسان با ايمان است تا با تبعيت از کلام مولا و اطاعت محض از آن مصلحتي که خدا براي او تعيين کرده به اطمينان کامل برسد و آن اطمينان در برابر تسليم را بر هر مصلحت ديگري ترجيح بدهد .
وَ اللهُ يعْلَمُ المُفْسِدُ مِنَ المُصْلِحِ (بقره: 220)
خداوند براستي مفسد و مصلح را به درستي از يکديگر تشخيص ميدهد.
اَلا يعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطيفُ الخَبيرُ (مُلک: 14)
مگر آنکه آفريدگار، و بسيار ريزبين و باخبر است، نميداند؟!
هر کس خداوند را به عنوان معبود، و اسلام را به عنوان دين پذيرفته باشد بايستي به احکام خداوند که توسط ما انزل الله به او ابلاغ شده گردن نهد و آنها را بکار بگيرد. در غير اين صورت، بايستي دربارهي ايمان خود تجديد نظر کند؛ زيرا خداوند متعال ميفرمايد:
اتَّبِعْ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ ( انعام - 106)
از آنچه که از سوى پروردگارت بر تو وحى شده، پيروى کن! هيچ معبودى جز او نيست! و از مشرکان، روى بگردان!
احکام شرعي عملي در قرآن بينهايت اهمّيت دارند؛ زيرا، اين احکام هستند که يک امّت و تمدّن را از امّتها و تمدّنهاي ديگر متمايز ميگرداند. واجب بودن نماز و زکات و روزه و حجّ و امر به معروف و نهي از منکر و دعوت ديگران به دينداري و جهاد در راه خداوند و سپردن امانتها و مسئوليتها به کساني که اهليت آنها را دارند و تحريم ربا و زنا و همجنسگرايي و بيحجابي و سحر و جادوگري و قتل ناروا و شرابخواري و قماربازي و خوردن مال مردم و به خصوص ايتام به ناروا و کمارزش گردانيدن اموال و کالاهاي مردم و ترويج فساد در جامعه و ضرورت مجازات قاتل و سارق و کساني که تهمت ميزنند، و رويارويي با کساني که با دين خداوند به رويارويي ميپردازند و به طور خلاصه حکم کردن به ما انزل الله و نه غير آن ، همهي اين امور هستند که جامعهي اسلامي را از ديگر جوامع متمايز ميسازند و آن را واجد شخصيت و خصوصيت و اصول و ارکان خاصّي ميگردانند.به همين دليل، حاکم گردانيدن شريعت قراني و اجراي مفاد و مقرّرات آن فريضهاي الهي است و حاکمان و ديگر مردمان نبايد در مورد آن کوتاهي نمايند؛ و همهي مسائل مربوط به خانواده و امور اجتماعي و حکومتي در اين ارتباط يکسانند، و بدون ترديد، هر کس احکام الهي را اجرا ننمايد، به حَکَميت و حاکميت جاهليت تن در داده است:
أَفَحُکْمَ الْجَاهِلِيةِ يبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُکْمًا لِّقَوْمٍ يوقِنُونَ (مائده: 50)
آيا ميخواهند به آيين و قانون جاهليت تن در دهند؟! براي آنان که اهل (ايمان و) يقين هستند چه کسي از خداوند زيباتر (و بهتر) حکم مينمايد.
يکي از ويژگيهاي اين شريعت قرآني سهل و ساده بودن آن است. دشواريهاي و قيد و بندهايي را که براي پيشينيان وجود داشته است، از دوش امّت اسلامي برداشتهاند؛ و به همين جهت، آئینی که رسول الله تبلیغ کننده آن بود اينگونه توصيف شده است:
يأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَينْهَاهُمْ عَنِ الْمُنکَرِ وَيحِلُّ لَهُمُ الطَّيبَاتِ وَيحَرِّمُ عَلَيهِمُ الْخَبَآئِثَ وَيضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِي کَانَتْ عَلَيهِمْ (اعراف: 157)
آنان را به معروف (و نيکي) فرمان ميدهد و از منکر (و بدي) بر حذر ميدارد و پاکيها را برايشان حلال و ناپاکيهاي را بر آنان حرام ميگرداند، و بار مشکلات (را از دوش ايشان و نيز) و زنجيرهايي را که بر (دست و پاي) ايشان است برميدارد.
همچنين، خداوند متعال در پايان آيهي مربوط به طهارت ميفرمايد:
مَا يرِيدُ اللّهُ لِيجْعَلَ عَلَيکُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَکِن يرِيدُ لِيطَهَّرَکُمْ وَلِيتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ (مائده: 6)
خداوند نخواسته است که شما را در سختي و تنگنا قرار دهد، بلکه ميخواهد شما را پاک گرداند و نعمتش را بر شما کامل کند، شايد که سپاسگزاري کنيد.
و در پايان آيهي روزه ميفرمايد:
اللّهُ بِکُمُ الْيسْرَ وَلاَ يرِيدُ بِکُمُ الْعُسْرَ (بقره: 185)
و در پايان کلام از محرّمات ازدواج ميفرمايد:
يرِيدُ اللّهُ أَن يخَفِّفَ عَنکُمْ وَخُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِيفًا (نساء: 28)
و پس از امر به قصاص و بيان مشروع بودن عفو و تشويق به آن، ميفرمايد:
ذَلِکَ تَخْفِيفٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَرَحْمَةٌ (بقره: 178)
يکي از موارد آسانگيري اسلام اين است که شرايط بحراني را لحاظ ميکند، و مبناي اضطرار را آنچنان که بايد و شايد در نظر ميگيرد. به همين دليل است که خداوند متعال پس از بيان احکام خوراکيهاي حرام ميفرمايد:
فَمَنِ اضْطُرَّ غَيرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ (بقره: 173)
چنانچه کسي ناچار گردد، اگر (قصد) سرکشي و تجاوزگري را نداشته باشد، گناهي بر او نيست؛ براستي خداوند بسيار بخشاينده و مهربان است.
همچنين، شرايط غيرعادي آدمي را که مورد اکراه و اجبار قرار گرفته و اختيار خويش را از دست داده است، مراعات نموده است:
... اِلاّ مَنْ اُکْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالايمَْانِ (نحل: 106)
... بجز کسي که (تحت فشار و اجبار) وادار اظهار کفر ميگردد و در همان حال دل او بر ايمان استوار باشد.
در ارتباط به روزه، رخصتها و تخفيفاتي را قائل شده و فرموده است:
فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهْرَ فَلْيصُمْهُ وَمَن کَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيامٍ أُخَرَ (بقره: 185)
هر يک از شما (آمدن) ماه (رمضان) را شاهد باشد آن را روزه بگيرد، و هر کسي که مريض يا مسافر بود، روزهاي ديگري را (پس از ماه رمضان) روزه بگيرد.
در رابطه با نماز نيز ميفرمايد:
وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الأَرْضِ فَلَيسَ عَلَيکُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُواْ مِنَ الصَّلاَةِ (نساء: 101)
هر گاه به قصد مسافرت بهراه افتاديد، گناهي بر شما نيست اگر نماز را کوتاه کنيد.
و در ارتباط با جهاد ميفرمايد:
لَيسَ عَلَى الْأَعْمَى حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ فتح: 17)
بر شخص نابينا گناهي نيست و بر شخص لنگ گناهي نيست و بر بيماران نيز گناهي نوشته نميشود.
شريعت اسلام شريعتي است منطقي، زيرا احکام آن داراي دلايل قابل فهمي ميباشند و احکامي اجباري کورکورانه به شمار نميآيند، و آياتي هستند «لِقَوْمٍ يعْقِلون»؛ «لِقَوْمٍ يتَفَکَّرونَ»؛ «لِقَوْمٍ يعْلَمونَ»؛ و «لاُِولي الالباب»شريعت اسلام براي تحقق بخشيدن به مصالح معاش و معاد انسانها مقرر گرديده است؛ زيرا شارع مقدّس از همهي آفريدههايش بينياز است و احکام شريعتش را صرفاً در راستاي خير و منفعت انسانها وضع فرموده است؛ بنابر اين مردم چه آنها را دوست بدارند، وچه برايشان ناخوشايند باشد اين اوامر و نواهي هرگز تابع عواطف و مصلحت هاي شخصي ايشان نمي گردند ؛ چنانچه خداوند متعال ميفرمايد:
وَعَسَى أَن تَکْرَهُواْ شَيئًا وَهُوَ خَيرٌ لَّکُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّکُمْ وَاللّهُ يعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ (بقره: 216)
ممکن است از چيزي بدتان بيايد، امّا براي شما خيري در آن باشد، و ممکن است چيزي را دوست داشته باشيد، امّا برايتان شرّي به بار بياورد؛ خداوند ميداند، امّا شما بيخبر هستيد.
سپري شدن زمانها و وقوع رويدادها اين موضوع را به اثبات رسانيده است که همهي احکام قرآن خير و مصلحت انسانها را تحقق ميبخشند، و شرور و مفاسد را از ايشان دور ميگردانند؛ در صورتي که در گذشته نظراتي بر خلاف اين گفته مي شد به طور مثال در ارتباط با تشريع و مباح گردانيدن طلاق به هنگام غيرممکن بودن تفاهم زن و مرد ثابت گرديده است. آئين مسيحيت آنرا حرام گردانيده است و در نتيجه، بسياري از مسيحيان در غرب ناچار شدهاند از دين خود دست بردارند تا از مباح بودن طلاق استفاده کنند. نيز مانند مباح گردانيدن تعدّد همسر که در قانون غرب ممنوع است، اما عملاً در کشورهاي غربي مردان به جاي همسران متعدّد، رفيقههاي متعدّد دارند، و در ارتباط با اين مسئله هيچگونه مسئوليت و تعهّد و وظيفهي اخلاقي مراعات نميشود.
نمونهي ديگر، تحريم زنا و همجنسبازي است که ميبينيم چگونه اين اباحيگري در غرب به بيماريهاي سخت مانند ايدز و غيره انجاميده است و کيان فرهنگ و تمدّن غرب را به نابودي تهديد مينمايد. همچنين است تحريم شراب و قمار که قرآن آنها را پليد و شيطاني به شمار آورده است، و اين پليدي و شيطاني بودن آنها به طور آشکار در زندگي مردم غرب معاصر مصداق پيدا کرده است و زشتيها و پليديها و مفاسد و زيانهاي انساني و اخلاقي و اجتماعي و اقتصادي بسياري را پديد آورده است که بجز خداوند هيچکس از عواقب و پيامدهاي نهائي آن اطلاع ندارد
_________________________
با اقتباس از مقاله " قران و شريعت" نوشتهي دکتر يوسف قرضاوي
نوشته شده در تاريخ سه شنبه پنجم آبان 1388 توسط أمة الله
|
