توحید عزیز
.................
تو هم متاسفانه لودگی وتمسخر پیشه گرفتی ،بنا بر این من دیگر با تو هم کلام نمی شوم .چون از معیارهای تقوی عدول نمودی.........
من تحدی کردم همانطور که قران کریم تحدی کرد به اوردن چند تا سوره مثل ان .
من می گویم اگر نهج البلاغه کلام امام علی ع این تربیت شده دامان رسالت نیست وشما راست می گوئید بروید بگردید بین تمام دیوان های اشعار از قدیم که به کعبه می اویختند تا همین امروز،ببین کتابی مثل این می توانی پیدا کنی در علم توحید وافرینش ومعرفت خدای متعال واخلاق ،که هم فصیح باشد وهم بلیغ .این کجایش مسخره بازی ولودگی است .اگر داری بفرما اگر نداری بگو ندارم .
چرا از نهج البلاغه می ترسین ؟
وبرای این بعدا توضیح خواهم داد ان شا’الله .
( نویسنده: قاصدک )
..................................................................................................
سلام بر قاصدک گرامی
باز طوری استدلال کردید که در شان پاسخ گویی نیست ، هرگاه دلیل عقلی آوردید می توانم پاسختان را بدهم والا باز هم جوابتان همان است که در بالا نوشتم .
من می گویم هیچ کتابی جز قرآن « لا ریب فیه » نیست ، شما با شیفتگی نهج البلاغه را می خوانید و به قول خودتان با عینگ سبز نگاه می کنید و همه چیز را سبز می بینید ، من می گویم اصلا من را یک ژاپنی فرض کن که هنوز هیچ ایمانی به اسلام ندارد و شما می خواهید حقانیت شیعه را اثبات کنید ، شروع به تفسیر آیه 55 مائده می کنید که بله در شان امام علی ( ع ) است و ... ولی من که یک ژاپنی هستم و اهل استدلال و منطق و زبان عرب را می فهمم می گویم معنی این آیه آنطور که شما می گویید نیست ، « الذین » یعنی کسانیکه و یا اگر مراد حضرت علی باشد پس این آیه دلیلی بر امامت امامان 12 گانه بعدی نیست و اینکه می گویید 12 امام برای این است که هنوز مسلمین به بلوغ انتخاب خلیفه نرسیده اند فلسفه ای است که خود می بافید و زاده فکر شماست و هیچگونه نمی توانید از قرآن اثبات کنید که مسلمین به بلوغ نرسیده بودند ، چطور امامت که اصل دین است اینقدر در قرآن ضعیف بیان شده است ؟ در حالی که شرح کامل نحوه وضو که از فروع دین است آمده است ولی درباره امامت و اینکه بعد از رسول خدا از این 12 نفر پیروی کنید نیامده است ؟؟؟ و ... حال شما توجیه می کنید و می گویید نه شما باید قلبت را پاک کنی تا به حقیقت این آیه برسی !!!
حالا یک پرسش دیگر جلویت قرار می دهم :
باز هم می پرسم اولین نسخه " نهج البلاغه " در کدام موزه نگهداری می شود ؟ حتی یک برگ از آن پیدا شده است یا نه ؟ چگونه در قرن 5 قمری که هنوز کاغذ اختراع نشده بود و پاپیروس رواج داشت که بسیار هم گران بود و خط عرب به بلوغ نرسیده بوده کاتبی « نهج البلاغه » نوشته است ؟
« برگه شناس نامه کارگاه سازنده را بر هر رول پاپیروس می چسبانده اند که به نسبت اصل رول از جنس ضخیم تری تهیه می شد. گاه نیز رول های پاپیروس را در میان محفظه ای محکم از جنس شیشه یا سفال قرار می دادند و یا میان برگه هایی از پوست می پیچیدند. به گفته ی پلینی در دوران رومیان و اعراب، هر رول پاپیروس شامل بیست برگ بود... رول پاپیروس گران بود. در قرن سوم هجری بهای هر رول 5/1 دینار بود، در حالی که اجاره سالیانه یک فدان (یک قطعه زمین زراعی) یا یک باب مغازه، یک دینار بود. پس مردم عادی قادر نبودند از پاپیروس استفاده کنند و کاتبان، متن را بر یک سمت برگه ها می نوشتند و چون گاه متن روی پاپیروس ارتباطی با سمت دیگر آن ندارد، احتمالا گیرنده نامه، جواب آن را در سمت دیگر می نوشته که البته تا حدودی بی نزاکتی محسوب می شد. نویسندگانی که ناگزیر پاسخ را بر سمت دیگر می نوشتند، چنان که در نمونه ۹۲ آمده، با نوشتن عبارت «عذرنا فی القرطاس» از گیرنده نامه عذرخواهی می کردند، این عذرخواهی به آن معنا بود که پاپیروس نانوشته در اختیار نبوده است »
(جفری خان، نامه ها، صورت حساب ها و قباله ها، ص ۱۸، متن اصلی)
آقای قاصدک من دارم بحث علمی می کنم ، می بینید که در 10 قرن پیش نوشتن کتاب مثل امروز ساده نبوده است ، این ذهنیت را که مثل امروز کسی کتاب منتشر کند را از ذهنتان پاک کنید ، پاپیروس قیمت طلا را داشته است بعلت پیچیدگی تولید و کم یابی و ... و بیشتر بازرگانان و بازاریان متمول جهت نامه نگاری و عقد قرار داد از آن استفاده می کردند و تازه مجبور بودند حرفشان را خیلی خلاصه و در پشت همان پاپیروسی که برایشان فرستاده شده بود جواب را بدهند بخاطر گرانی و نایابی پاپیروس ، حال انصافا از نهج البلاغه بگذریم ، چگونه « طبری » در قرن سوم 10 هزار برگ تاریخ نوشته ؟ وقتی که قیمت هر رول پاپیروس بیشتر از اجاره یکسال یک زمین زراعی یا یک باب مغازه تجاری بوده است ؟ ( شما که خود شغل آزاد دارید خوب درک می کنید) .
آقای قاصدک آیا می دانید که تا زمان بلوغ خط عرب یعنی قرن 4 به بعد حروف عربی نه 28 حرف کنونی که 16 حرف یود ؟ انصافا با چنین خط ناقصی چگونه می توان کتاب نوشت ؟
( نویسنده: توحید )
............................................................................................................
توحید
.............
با این بحث های علمیت باصطلاح می توانی دل جوانان را خالی کنی ولی ما که عمری از سر ما گذشته خام نمی شویم .
اقا توحید این همه اثار علمی در زمان بنی العباس از یونان وغیرو به عربی ترجمه شد واز پهلوی به عربی بر روی چه می نوشتند ؟
با این اداهای علمی نمی توانی از زیر اصالت نهج البلاغه در بری .
خوب حالا فرمایش می کنی این کتاب در معاصر نوشته شده خوب چه کسی نوشته ؟وچرا به نام امام علی ع نوشته ؟شما که خوب بلدین بنیان نگاری بکنین اینو پیدا کنین .همانطور که استادتان میگه سفر نامه ناصر خسرو را در هند نوشتند .......
خداوند عاقبت شمارا به خیر کنه .خوب بگو اقای عزیز من قبول ندارم این کتاب را فاتحه .این که راحت تری حالا دیگه صغرا وکبری برای چه ؟
( نویسنده: قاصدک )
سلام آقای قاصدک
ادامه بحث به این صورت با شما بی نتیجه است ، تا شما تکلیفتان را با این سوالات اصولی و بنیانی مشخص نکنید :
1- واقعا چگونه می توان به صحت حدیثی پی برد ؟ مثلا با علم رجال می گویند ابن مسعود به راستگویی مشهور بوده و ابن داوود کذاب بوده ، حال می پرسم چگونه پی می برند که کذابی حدیثی را با نام ابن مسعود جعل نکرده باشد ؟
2- در باره کاتبان چه ؟ مثلا آیا به حقیقت نویس بودن طبری اطمینان هست ؟ این اطمینان از چه طریقی حاصل شده و پس از 1100 سال به ما رسیده است ؟ از کجا معلوم که اصلا نساخانی که پس از او کتاببش را تکثیر کرده اند به آن افزوده و یا از آن نکاهیده باشند ؟
3- شما می فرمایید مثلا آیه 55 مائده در شان حضرت علی آمده است ، چه کسانی در آن زمان شاهد این ماجرا بودند ؟ ( شما که پیرو امامت هستید و امامت از اصول دینتان است و تقلید از اصول دین حرام است پس باید مستقلا تحقیق کرده باشید ) این روایات توسط چه کسی جمع آوری شده است ؟ اصل سند کجاست و از کجا به اصالت و صحت سند پی می برید ؟ مگر نه این است که تنها کتابی که از سوی خدای قادر متعال از نظر عدم تحریف تضمین شده است « قرآن » است ؟ پس چرا خداوند مسئله ای به مهمی امامت را به تاریخ سپرده است که هیچ تضمینی در سلامت آن نیست ؟ مثلا در آیه 55 مائده می گویید که در شان حضرت علی است ، ولی قبول کنید اگر کسی مثل من اعتقادی به تاریخ نداشته باشد و یا آشنا نباشد که از این آیه چیزی متوجه نمی شود ، گیریم این مسئله برای هم عصران پیامبر و علی ( ع ) اظهر من الشمس بوده و خدا خواسته با این کار جانشین مسلمین را تعیین کرده باشد ، پس تکلیف من مسلمانی که 1400 سال دیگر قرآن را می خوانم و هیچ کتابی را مصون از تحریف نمی دانم چه ؟ در ثانی اگر حتی اکثریت قاطع مسلمین ( سنی ها ) در همان 1400 سال پیش چنین آیه ای را دلیل بر جانشینی حضرت علی نگرفته اند به چه دلیل من بعد از 1400 سال این کار را بکنم ؟ با چه منطق ؟
4- و حالا اساسی ترین سوال من :
« شما می دانید که مثلا نسخه اصلی و خطی نهج البلاغه شیخ رضی یا صحیفه سجادیه وجود دارد یا نه ؟ یا لا اقل قدیمی ترین نسخه آن کجاست و آیا از نظر علمی قابل اثبات است که حقیقی هستند و جعلی نیستند ؟ مثلا آیا می دانید تاریخ طبری که تا این حد به آن استناد می کنید اولین بار در جهان اسلام !!! در انگلستان چاپ شده است و قدی می ترین نسخه آن در موزه بریتیش میو زیوم است ؟ این کتاب اولین بار از انگلستان ظهور کرده است ؟ به راستی نسخه اصلی آن کجاست ؟ چرا تا به حال کسی تحقیقی در باره نسخ اصلی کتابهای حدیث و تاریخ نرفته و به بررسی صحت و سقم آن نپرداخته است ؟ »
در آخر توصیه می کنم که مطالبی که در همین باره نوشته ام را در وبلاگم مطالعه کنی :
اسلام و شمشیر
( نویسنده : توحید )
.............................................................................................................................................
بله هارون قبل از حضرت موسی وفات فرمودند.منظورم ان بود که در ان 40روزی که نبودند برای خودشان جانشین گذاشتند .ولی عاقلانه است پیامبر اسلام برای سفری
که برگشتی ندارد کسی را بعد از خودش جانشینش نکند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ان گاه خلیفه اول ودوم ،با ان وضع مفصل وصیت کنند وجانشین برای خودشان بگیرند؟
واقعا عقل حیران می ماند از کم تعمقی شما ؟؟؟؟؟؟همین یک دلیل کافی است برای افراد خبیر وبصیر که متوقف بشوند وبه فکر فرو روند که واقعا چه اتفاقی افتاده بود؟؟
نه عزیزانم ،پیامبر حکیم تر وعاقل تر از این بود که جانشین تعیین نکند.او در غدیر جانشین تعیین کرد وصد هزار گواه اما بازی های سیاسی مسیر را عوض کردن .
وشیعه ان درد را واگو می کند وو1400سال است می گوید ومی گوید ولی کو گوش شنوا ؟ادمی مثل توحید جنگ احد را زیر سوال می برد در حالیکه احد سر جایش هست ومیدان جنگ وشهدایش قابل شهود هستند.خداوند هدایت کند .
....................
توحید و حالا اساسی ترین سوال :
« شما می دانید که مثلا نسخه اصلی و خطی نهج البلاغه شیخ رضی ....
........................
ترو به خدایی که معتقدی ،در این 1400سال در جهان اسلام وغیر ان بگرد یک کتابی مثل نهج البلاغه فصیح وبلیغ ان هم در اصول دین ومعارف رب العا لمین اورده معرفی بکن ..تا خوانندگان بروند بخوانند وببینند.......می توانید ؟می توانید ؟می توانید ؟
وهر گز نخواهید کتابی مثل نهج البلاغه پیدا کنید پس تسلیم این حقیقت شوید که این کتاب از امام علی ع است .چه ان بزرگوار به گفته خود از راه های اسمان بهتر از راه های زمین اشنا بوده است
توحید
...............
من کمی به انصاف واینکه دنبال حقیقت هستین معتقد بودم .ولی با این توهین هایی که می کنی وغیرو به این نتیجه رسیدم که :
ترسم که به کعبه نرسی ای اعرابی
این ره که می روی به ترکستان است
واقعا .....این گونه فردا خدای متعال را ملاقات می کنی ودلیل ارائه می دهی ؟؟/
من می گویم پیامبر یک انسان کامل عقلش نمی کشسد کسی را جانشین خود کند ،ان گاه خلفای اول ودوم برای خودشان جانشین گرفتند واین است جواب من ؟
پس چه جوابی دارین ؟؟؟؟؟؟
آن وقت تو از طبری می گویی وغیرو ..........
آیا فکر می کنی مردمان دیگر ومحققین دیگر مثل تو می گویند وفکر می کنند؟
نه برادرم ،ان همه محققین سنی در تمام ممالک اسلامی هستند سوال بفرما که تاریخ را مثل تو قبول ندارند ؟
اگر ساسانیان به زعم استادت در تاریخ نیستند ودروغ بودند نامه رسول خدا ص که به خسرو پرویز نوشته بود هم دروغ است ؟واین در فیلم مصطفی عقاد که یک اهل سنت بوده که فیلم را درست کرده هم مشهود است .
( نویسنده : قاصدک )
سلام
با آقای محمد موافقم ، بحث و متقاعد نمودن کسی که 60 سال بر یک عقیده زیسته فایده ای ندارد ، ولی به نظرم باید در مقابل آنها ایستادگی کرد و استدلالهایشان را به چالش کشید تا جایی که خسته شوند و بحث را ر ها کنند ، و فرار از بحث یعنی ته کشیدن داشته های عقلی محدود ، کسی که محقق است به این زودیها استدالالاتش و داشته های عقلی اش ته نمی کشد و از زوایای مختلف می تواند طرف مقابل را به چالش بکشاند .
مثلا آقای قاصدک در باره صدر اسلام ابراز نظر کرده اند که هنوز جامعه جاهلی عرب به آن حد از « بلوغ » و رشد فکری نرسیده بود که بتواند یک جامعه توحیدی بر پا کند . ایشان همان حرفهای قدیمی و بدون سند را که عامه پسند هست و توسط یهودی ها پراکنده شده است و امثال زرینکوب های بیسواد آنها را در ذهنها کرده اند می زنند. و من خیلی ساده این نظر را به چالش می کشم .
مرسوم و متداول است که عرب ها را در زمان اسلام مردمی جاهل و وحشی معرفی کرده اند که جز شیر شتر خوردن و سوسمار و وحشی گری و زنده بگور کردن دختران و شعر جاهلی در وصف پشگل شتر و شمشیر خونینش و ... چیزی نمی دانسته است و اسلام در چنین بستری بود که ظهور کرد .
ولی اگر بخواهیم بررسی علمی و متدیک انجام بدهیم ، خواهیم پذیرفت که هیچ ایدئولوژی پیشرفته ای در بستر مردمی جاهل و فاقد فاکتورهای عقلانی و استدلالی شکل نمی گیرد ، حال اگر قبول کنیم که اسلام به عنوان یک « ایدئولوژی برتر » است که هیچ عقلی را یارای مناظره با آن نیست ، باید از خود پرسید که چنین فکر پیشرفته ای چگونه در عربستان ریشه دواند که می گویند مردمی جاهل بو ده اند ؟
سوال اساسی اینکه اصولا چرا قرآن در عربستان ظهور کرد ؟
اگر قبول داریم که خط و زبان عربی ، از نظر زبان شناسی بسیار پیچیده و متکامل است ، باید پرسید چنین زبانی چگونه بین مردمی جاهل رواج یافته است ؟
اصولا نیاز یک قوم و حشی به چنین زبان متکاملی برای چیست ؟
مگر نه اینکه « خط » بزرگترین نشانه تمدن یک قوم است ؟؟؟؟؟ ( از خودم نمی گویم همه باستان شناسان قبول دارند )
به راستی پیامبر چگونه می توانسته مفاهیمی به این حد فلسفی که نیازمند اندیشه و قدرت تجزیه و تحلیل بالا است را در مخ اعراب جاهل فرو کند ، مگر نه اینکه پذیرش هر فکری نیازمند وجود پیش زمینه ای مناسب فکری است ؟ :
« اى كشيده رداى شب بر سر . برخيز و بترسان . و پروردگار خود را بزرگ دار . و از پليدى دور شو . و منت مگذار و فزونى مطلب . و براى پروردگارت شكيبايى كن . پس چون در صور دميده شود . آن روز چه روز ناگوارى است . بر كافران آسان نيست . مرا با آنكس كه تنها آفريدمش واگذار . نه چنين است سوگند به ماه . و سوگند به شامگاه چون پشت كند . و سوگند به بامداد چون آشكار شود . كه اينها آيات و از پديدههاى بزرگ است . بشر را هشداردهنده است . هر كه از شما را كه بخواهد پيشى جويد يا بازايستد . هر كسى در گرو دستاورد خويش است .... »
نه انصافا درک چنین مفاهیم پیچیده فلسفی ای کار انسانی جاهل است ؟ حالا شاید آقای قاصدک بگوید خوب قرآن در عین پیچیدگی به زبانی ساده بیان شده است تا برای همه قابل درک باشد !!! من می گویم قبول ولی نه در این حد که انسانهای بی سر و پا را یارای درک این بیانات باشد ، می گویید نه ، امتحانش مجانی است بروید هر چه می توانید این آیات را برای لات و لوط های محله تان بخوانید آیا چیزی می فهمند ؟ « صم البکم لا یفقهون !!! » مثل خواندن یاسین به گوش دراز گوش ! . طبیعی است که قبل از خواندن این آیات روی آنها کار کنید آنها را به تامل وادارید و صدتا مقدمات دیگر .
گویا آقای قاصدک فراموش می کنند که کسانی که به پبمبر ایمان آوردند خیل عزیمی از اهل کتاب نیز بودند که بیش از 2000 سال با اندیشه های توحیدی آشنا بودند و افکار فلسفی و به طبع اعراب نیز با آنها هم نشینی و مراوده اقتصادی ، سیاسی و فکری و فرهنگی داشته اند . چگونه می توان تصور کرد چنین جامعه ای به دور از بلوغ و رشد فکری بوده است ؟
اصلا چگونه اینها که به بلوغ سیاسی نرسیده بودند بزرگ ترین امپراطوری جهان را اداره می کردند ؟ چگونه اسلام را تا اسپانیا گستراندند ؟ چگونه آن مکتب علمی و تمدن بی سابقه بزرگ اسلامی را پایه گذاری کردند ؟ ( زمانی که شیعه در حال تقیه خود بود و منزوی بود ؟) پاسخی برای این سوالات دارید ؟
( نویسنده: توحید )
آقای قاصدک من آیه 59 سوره نساء را چنین معنی می کنم :
« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً »
« ای کسانی که ایمان آورده اید اطاعت کنید از خدا و اطاعت کنید از فرستاده خدا و صاحب امورتان از خودتان ، پس اگر در چیزی اختلاف پیدا کردید آنرا ابتدا به خدا ( قرآن ) و سپس به پیامبر ارجاع دهید اگر ایمان می اورید به خدا و روز قیامت آن برای شما مایه خیر و سرانجامی بهتر است » .
می شود لطف کنید بگویید از کجای این آیه متوجه می شوید که « اولی الامر » منظور امامان هستند ؟ لطفا دلایلتان را واضح و مشروح ارائه دهید .
( نویسنده: توحید )
............................
توحید گرامی
در خاتمه اگر ایراد بر ضمیر جمع به کار گرفته شده در ایه اشکال بکنی در قران کریم هستند ایاتی که ضمیر جمع دارند ولی منظور خدای متعال فرد بوده است .
ایه 8سوره منافقون که درباره عبدالله بن ابی منافق بوده را که این سوره امد .
يَقُولُونَ لَئِن رَّجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ ﴿۸﴾
مىگويند اگر به مدينه برگرديم قطعا آنكه عزتمندتر است آن زبونتر را از آنجا بيرون خواهد كرد و[لى] عزت از آن خدا و از آن پيامبر او و از آن مؤمنان است ليكن اين دورويان نمىدانند (۸)
یقولون :جمع امده
الاعز :عزتمندتر(منظور عبدالله ابن ابی
اذل:زبون تر (منظور ان منافق رسول خدا بوده )
ایات دیگری هم هستند .
.........................
مشکل همین جاست که شما ،نه به تاریخ ونه به حدیث ونه به شان نزول(یعنی دلیل امدن ایه )اهمیت نمی دهید .واین بزرگترین مشکل شما است .
مثلا ایه ای که مورد بحث است 55مائده خطابش به مومنین است .ومسلمانان که نماز می خوانند ودر نمازشان رکوع وتعظیم هست .اما ایه ای که بریده از بقره اورده اید 43خطاب به یهود است که نماز ان ها رکوع نداشته است .شما باید به این مسائل توجه بفرمائید تا حقیقت اشکار شود .توحید گرامی
..............
خدای متعال قران کریم را تنزیل فرموده یعنی طوری صحبت فرموده مثل ما انسان ها .
مثلا یک جا فرموده قاتلهم الله ....خدا بکشد ایشان را (واین اصطلاح است وما هم می گوئیم )ویا تبت یدا ابی لهب (بریده باد دستان ابی لهب )
توحید گرامی
...................
در ثانی دوست خوبم ،فکر نمی کنی که اگر غدیر جریان پیدا می کرد وامام علی ع که وارد به قضیه وداناترین وشجاع ترین مومن بود زمام کار را بدست می گرفت ،این همه گرفتاری در اثر ندانم کاری زمامدارانی که وارد قضیه نبودن بر سر مسلمین وبشریت نمی امد .ایا می شود شما دلخوش به این باشید که در اثر تئوری فلان استاد تمام احادیث را به کناری بنهید وتاریخ همه را تحریف بدانید ،وبعد فردا ی قیامت ببینید که چه کلاه گشادی سرتان رفته واستادتان خودش ناله وواویلا سر می دهد واز شما فراری می شود ؟
تو هم نوشتی ومن هم نوشتم وخدای متعال وفرشتگان کاتب هم نوشتند .بگذار این بماند تا فردای قیامت .واین را هم بگویم شما عزم را جزم کرده اید بر نفی ولایت
و بحث با شما برای شما سودی نخواهد داشت .توحید گرامی
.......................
(در پایان یکبار دیگر معنی تحریف نشده و صحیح « آیه 55 مائده » را ارائه می کنم )
خدای متعال ترا هدایت کند ،که مشکل 1400ساله را حل نمودید وان اینکه شیعیان این ایه را تحریف نموده اند در معنی .تو حید گرامی فکر می کنی منفعت ان هایی که به زعم جناب عالی ،این ایات را تحریف کرده اند وامام علی ع را جانشین پیامبر می دانستند ومی دانند چیست ؟چه نفعی شیعیان از این کار بردند ؟والان می برند ؟
چه فایده ای بر ان مترتب است .وایا شما به خاطر همین مذهب شیعه را رها نمودین ؟
کمی به مغزت فشار نیاوردی که شاید در طول این 1400سال افرادی از من فهمیده تر به احکام ومعنی قران کریم یافت شده است وشاید من اشتباه کرده ام ومی کنم ؟
من به همه افرادی مثل تو این را می گویم .حقیقت قران کریم یعنی وجوه اختلافی را خدای متعال می داند وپیامبر ص وامام معصوم ع .بقیه خود می دانید .توحید گرامی
..................
ایه 59سوره نسا’در باره اولی الامر می خواهی بحث کنی .ان هم از موارد اختلافی هست وشما مراجعه بفرمائید به تفاسیر ،که قبول ندارید .ما شیعه ها اول الامر را امام معصوم می دانیم چون اطاعت از اورا در ردیف اطاعت از خدای متعال ورسول گرامی قرار داده قران کریم ..........من نظرم این است بقیه خود دانی .
گفته بودم این بحث ها ومناظره ها با شما بیهوده است .خداوند خیرت بدهد وهدایتت کند .
( نویسنده : قاصدک )
بیایید طبق نظر شما « ولی » را « سرپرست » ترجمه کنیم و « و اوتوا زکات و هم راکعون » را « کسانی که در حال رکوع زکات می دهند » .
اتفاقا من تاکید دارم که اشکال آیه در آن ضمیر جمع بودن آن است . شما برای رفع این مشکل اساسی که در همان برخورد اول برای هر شخص آگاه و منصفی بروز می کند دو مثال زدید ، یکی درباره « خدا » ، که ناگفته معلوم است که « قیاس مع الفارغ » است ، ضمنا خداوند مثل ما انسان ها نیست که با بندگان خودش تعارف داشته باشد و کسی را بصورت جمع ختاب کند و مثال دوم تان هم که هیچ « سندیتی » برای آن قائل نیستم .
دوست محترم لطفا « هنجار شکنی » نکنید و به « اصول عقلی » و « قاعد مبرز و متداول » مورد قبول همگانی پایبند باشید ، اگر منظور خداوند در این آیه شخص حضرت علی ( ع )بود برای عدم ایجاد شبهه ، قطعا از ضمیر مفرد « هو » استفاده می کرد .
ایراد گرفته اید که :
1- از لفظ « حصر » در این آیه استفاده شده است و مو منینی بوده اند که « نماز می خوانده اند » ولی توانایی پرداخت « زکات » را نداشته اند .
2- آمدن لفظ « راکعون » بعد از « یقیمون الصلاة » بی معنی است چون « در نماز فی النفسه رکوع و سجود هم هست ».
پاسخ :
................
1- درست است که عده ای توانایی پرداخت زکات را نداشته اند ولی خداوند نمی تواند بعلت عده ای معدود ، قید پرداخت زکات را از نشانه های مومنین واقعی حذف کند چون عده ای معدود این توانایی را ندارند . در ثانی در آیه شریفه 134 آل عمران آمده :
« الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ »
همانان كه در فراخى و تنگى انفاق مىكنند و خشم خود را فرو مىبرند و از مردم در مىگذرند و خداوند نكوكاران را دوست دارد
2- در باره ایرادتان مبنی بر اینکه ذکر « راکعون » پس از ذکر « الذین یقیمون الصلاة » در معنی « کسانی که خدا را تعظیم می کنند » بی معنی است ، اگر بنده بتوانم یک آیه دیگر غیر از آیه مورد بحثمان که می فرمایید در شان امام علی ( ع) نازل شده است به شما نشان بدهم ، پس قطعا این ایراد شما برطرف می شود و نتیجه می گیریم که معنی قسمت آخر آیه همان بصورتی که من ترجمه کرده ام یعنی « و کسانی که زکات می دهند و خدا را تعظیم و رکوع می کنند » درست می باشد ، به این آیه دقت کنید :
« وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ وَارْكَعُواْ مَعَ الرَّاكِعِينَ »
« نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و با رکوع کنندگان رکوع کنید » ( بقره - 43)
دیدید آقای قاصدک ، پس آیا باید مثل شما ایراد بگیریم که ذکر « ارکعوا مع الراکعین » بعد از « اقیموا الصلاة » بی معنی است ؟
« آقای قاصدک ، رسم بر این است که « قرآن » را ملاک صحت و یا بطلان « حدیث » قرار دهند ولی شما سعی دارید که این روال را معکوس کنید و گویا باید با زور و توجیه و تاویل فراوان آیات قرآن را بر « روایات » و « احادیثتان » به هر ترتیب که شده منطبق کنید تا با هم جفت و جور شوند و این احادیث هستند که ملاک اثبات آیات قرآن هستند !!! » .
در آخر سوالی مهم و اساسی از شما دارم : « اگر این آیه درباره جانشینی حضرت علی است و تا این حد حیاتی و حساس است که با آینده و شقاوت و سعادت مسلمین سر و کار دارد ، آیا نباید خداوند آنرا با کم شبهه ترین حالت بیان می کرد که جلوی هر گونه تاویلی گرفته شود ؟ ببینید چند شبهه بر نظر شما می توان گرفت :
1- بکار گیری ضمیر جمع
2- آیا معنی جزء آخر آیه « کسانی که در حال رکوع زکات می دهند » است و یا « کسانی که زکات را پرداخت می کنند و از رکوع کنندگان هستند »
3- لفظ ولی 15 معنی مختلف دارد
4- .....
آقای قاصدک حتی بعلت وجود یکی از این شبهات کافی است که متواضعانه در برابر حقیقت سر خم کنید و بپزیرید که این آیه ربطی به ولایت علی ( ع ) ندارد چرا که خداوند بارها در مسائلی بسیار جزئی تر از این چنان فصاحتی در آیات به کار برده است که جای کوچکترین تاویلی قرار نمی دهد ، مانند شرایط نکاح و حلال و حرام گوشت حیوانات و ... حال چگونه باور کنیم که در مورد مسئله ای بسیار پیچیده و حیاتی تا این حد ضعیف مطلب را بیان کرده باشد ؟ »
در پایان یکبار دیگر معنی تحریف نشده و صحیح « آیه 55 مائده » را ارائه می کنم و بحث درباره این آیه را بسته و به سراغ « آیه 59 نساء » می روم البته شما می توانید پاسخ ایرادات من را بدهید ولی من چیزی بیشتر از این برای ارائه ندارم و قضاوت را به دوستان و خوانندگان آتی وبلاگ واگذار می کنم :
« إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ »
همانا حامي و دوست شما تنها خدا است و رسولش و کسانی که ایمان آورده اند
و نماز را اقامه می کنند و زکات می دهند و آنهایی که در برابر خدا
تعظیم می کنند ( ركوع مي كنند ) « مائده 55 »
( نویسنده : توحید )
سلام بر توحید گرامی
........................
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ55مائده
ولي ّ و سرپرست شما، تنها خداوند و پيامبرش و مؤمناني هستند كه نماز را برپا مي دارند و در حال ركوع، زكات مي دهند.
.............................................................................
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ
همانا دوست و یاور شما تنها خدا است و رسولش و کسانی که ایمان آورده اند
و نماز را اقامه می کنند و زکات می دهند و آنهایی که در برابر خدا
تعظیم می کنند ( ركوع مي كنند ) « مائده 55 »
.............................................................................
سلام بر توحید عزیز
1- إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ...........
همانا دوست و یاور شما تنها خدا است و رسولش و کسانی که ایمان آورده اند.......
انما بدرستیکه این کلمه برای تاکید می اید ؛خدای متعال می خواهد در اخرین سوره ای که بر پیامبر گرامی اسلام نازل می کند چه چیز مهمی را بگوید ؟که ای مسلمانان دوست ویاور شما فقط خدا وپیامبر وکسانی که ایمان اورده اند ؛خوب منظور از کسانی که ایمان اورده اند وبرای معرفی ان ها به مردم کلمه حصر می اورد چه کسانیند ؟که این قدر باید مهم باشند که در ردیف خدای متعال ورسول گرامیش قرار بگیرند ؟وبعد تعریف می کند که این کسان ؛نماز بر پا می دارند ؛که هر کسی که مسلمان است واعتقاد دارد نماز می خواند وزکات می دهند ؛خوب مسلمانانی بودند که زکات نمی دادند یعنی توانایی نداشتند ایا ان ها دوست دیگر مسلمانان نبودند .وایشان تعظیم می کنند.یعنی چه تعظیم می کنند.نماز خواندن هم جامع رکوع هست وهم سجود که شامل تعظیم هم می شود وایه؛ دیگر احتیاج به راکعون نداشت ومعنی رسانده شده بود .پس اگر ترجمه ترا محور قرار بدهیم ؛ایه شریفه فشل وسست می شود .توحید گرامی
ولی اگر مبنای کار را ترجمه من قرار بدهیم ؛آیه دارای زندگی وتحرک وپیام جانانه ای می شود وخبر مهم حکومتی را می خواهد به مسلمانان وایندگان بدهد.................................که ای مسلمانان بدانید واگاه باشید همانا سر پرست شما ومتصدی امر حکومت شما مردم؛ خدای متعال وپیامبر ص ومومنانی هستند که نماز به پای می دارند ودر حال رکوع به مستمند انفاق می کنند وزکات می دهند . که اگر دقیق بشویم وچشم بصیرت باز کنیم ؛شامل ولایت مولی امیر المومنین علیه السلام می شود .
واین مسئله به صورت روایات متواتر هم در کتب اهل سنت هم امده اگر توی مهربان روایات وحدیث را قبول کنی هر چند می دانم که بی فایده است .چرا که تو قبلا جنگ احد را منکر می شدی که حادث شده باشد به این بهانه که احد در قران کریم نیامده .خوب اگر ما شآن نزول ایات وحوادث صدر اسلام را از قران کریم بر داریم پس قران کریم وپیامبر برای چه امده بودند .غیر از این بود که پیامبر گرامی توسط وحی خداوندی می خواست اولین جامعه اسلامی را بنا کند ؟
توحید گرامی
ودر این راه هر گاه به مشکلی بر می خورد وحی می امد وحل می کرد .پس چگونه است که توی گرامی ایات قران کریم را بدون توجه به حوادث صدر اسلام ومجرد معنی وتفسیر می کنی ؟وبرای همین در مسئله ما ملکت ایمانهم ماندین .چون به صورت مجرد ایه را معنی می کردین وغافل از این بودین که قران مجید در طول 23سال تدریجا به صورت دستور العمل برای ایجاد اولین جامعه اسلامی امده .
مثلا ایه 5سوره حشر را شما چگونه تفسیر وتجزیه وتحلیل می کنید ؟
مَا قَطَعْتُم مِّن لِّينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ ﴿۵﴾
حشر (آنچه درختخرما بريديد يا آنها را [دست نخورده] بر ريشههايشان بر جاى نهاديد به فرمان خدا بود تا نافرمانان را خوار گرداند (۵)
2- خوب این ایه مربوط به جنگ پیامبر با یهود بنی قریضه ویهودان دیگر مدینه است که با پیامبر پیمان عدم همکاری با دشمنانش بسته بودند ولی در جنگ احزاب چون فکر کردن پیامبر ویارانش ضعیف هستند وشکست می خورند به کفار کمک کردند .بعد از شکست کفار پیامبر به جنگ انها رفت وقلعه های ان هارا محاصره کرد وچون در ها را باز نمی کردند پیامبر دستور به قطع درختان خرمای ان هارا داد که خیلی دوست می داشتند .و واقدی در مغازیش می گوید که یهود به پیامبر گفتن که یا محمد ص تو درختان را قطع می کنی .وخدای متعال این ایه فرستاد تا رسول گرامیش را تبرئه کند . توحید گرامی
خوب دوست خوبم مگر می شود بدون توجه به حوادث وچرایی نزول ایه (شان نزول )ایات را تفسیر کرد ؟
شما چگونه به این شکل می خواهید به تنهایی قران کریم را فهم کنید وهدایت شوید ؟
اگر بر ان چه گفتم توافق کنی ان گاه وضعیت سیاسی زمان اواخر عمر رسول خدا را که کالبد شکافی نمائیم متوجه جریان هایی خواهیم شد که مانع به حکومت رسیدن امام علی علیه السلام شدند .
چه بسیار سبک وکوچک است که در گرمای طاقت فرسای بیابان بعد از حجه الوداع رسول خدا ص
مردمان را در سه راهی یمن وشام وغیرو جمع کند وبفرماید از جهاز شتران برایش بلندی درست کنند
بعد دست مولی علی ع را بگیر دوبگوید ای مردم هر کسی مرا دوست دارد این علی را دوست بدارد
وفلان وفلان ..........که این به عقل جور در نمی اید .وغدیر را که اکثر مفسران ومحدثان شیعه وسنی روایت کرده اند . توحید گرامی
ایات قران کریم را باید با توجه به ایات دیگر معنی وتفسیر کرد .مضاف بر اینکه شان نزول وحوادث ان زمان را هم در نظر گرفت .واین می طلبد که ما در حدیث شناسی وعلم رجال وتاریخ صحیح مهارت کافی داشته باشیم .شیعه علاوه بر این ها از اهل بیت وفرزندان پاک پیامبر اطاعت وعلم اموزی نمود .واین چنین
امامان معصوم علیه السلام پاسداران شریعت محمدی شدند وبا جان وخون خویش نهال اسلام عزیز را ابیاری نمودند وامام حسن ع به زهر شهید وامام حسین ع به تیغ جفا وبقیه امامان در حال مبارزه با خلفای جور به زهر جفا مسموم شدند .واین چنین شد برادر .........وشیعه از صفویه شروع نشد بلکه از غدیر وپیش از ان هم بود که دوستداران مولی علی ع بودند .خداوند همه مارا به نور خویش هدایت فرماید .
3- والسلام
توحید گرامی
در خاتمه اگر ایراد بر ضمیر جمع به کار گرفته شده در ایه اشکال بکنی در قران کریم هستند ایاتی که ضمیر جمع دارند ولی منظور خدای متعال فرد بوده است .
ایه 8سوره منافقون که درباره عبدالله بن ابی منافق بوده را که این سوره امد .
يَقُولُونَ لَئِن رَّجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ ﴿۸﴾
مىگويند اگر به مدينه برگرديم قطعا آنكه عزتمندتر است آن زبونتر را از آنجا بيرون خواهد كرد و[لى] عزت از آن خدا و از آن پيامبر او و از آن مؤمنان است ليكن اين دورويان نمىدانند (۸)
یقولون :جمع امده
الاعز :عزتمندتر(منظور عبدالله ابن ابی
اذل:زبون تر (منظور ان منافق رسول خدا بوده )
ایات دیگری هم هستند .
( نویسنده : قاصدک )
جناب قاصدک به قول شما مباهله زمانی است که دو طرف در بحث به بن بست می رسند و البته از سوی کسی پیشنهاد می شود که حقیقت بر او روشن شده است و مطمئن است که طرف مقابل از روی عناد با اینکه حقیقت را می داند آنرا کتمان می کند . بنا براین توصیه می کنم بحث را شروع کنید و اگر چنین شرایطی پیش آمد آنگاه این کار را انجام بدهیم .
البته من حرفی ندارم و همین الان هم حاظر به این کار هستم ولی در صورت انجام آن دیگر جایی برای ادامه بحث نمی ماند و نه شما با عقاید من آشنا می شوید و نه من با عقاید شما ضمن اینکه دیگر دوستان که شاهد این مناظره هستند از این بحث که می تواند برایشان مفید باشد محروم می شوند .
اگر چیزی برای دفاع از عقایدتان دارید بسم الله استدلال هایتان را رو کنید و از جمله به سوال من پاسخ بدهید که نظرتان در باره آیه 55 سوره مائده چیست ؟
با تشکر
( نویسنده : توحید )
سلام بر توحید گرامی
تو حید عزیز ؛پیش از انکه وارد بحث شوم نکته ای را برایت روشن کنم .مباهله نفرین دوطرف است بر هم که اگر در موردی حق نباشند خدای متعال ان هارا به بلا وعذاب دچار نماید .ونمونه ان در صدر اسلام اتفاق افتاد در زمان رسول خدا صلوات الله علیه وآله با مسیحیان نجران از یمن .که رسول خدا با امام علی ع وحضرت فاطمه ع وامام حسن ع وامام حسین ع به سوی ان ها بیرون شدن وان ها وقتی این چهره های معصوم ونورانی را دیدند از مباهله کنار کشیدند وجزیه (خراج )را قبول کردند.
اما برای ما این اتفاق نیفتاد.
توی مهربان می خواهی مسئله شیعه وسنی را در این بحث حل کنی ؟
یا فقط می خواهی دلت را شفا بدهی ؟
مسلما در طول تاریخ بحث های زیادی در این مقوله شده است واستادانی بالاو والا ولی این مسئله پا بر جای مانده است .
کتاب شب های پیشاور مرحوم سلطان واعظین در 1000صفحه گویای این مطلب است .وشیعه به مذهب خود وسنی به مذهب خود پا بر جاست .پس اگر مباهله ای می خواهد انجام بگیرد باید به این باشد که من می گویم اعتقاد دارم به این که مولی امیر المومنین علی ابن ابیطالب علیه السلام در روز غدیر به دستور خدای متعال وبه دست رسول خدا ص به خلافت نصب شد
وتو می گویی نه .واین حقیقت را قبول نکنی .در نتیجه برای اثبات این همدیگر را نفرین نمائیم .ووقتی مباهله انجام می شود که بحث ها به جایی نمی رسند ودو طرف قانع نمی شوند .حال آیا حاضری غضب وسخط خدای قهار وملائکه شداد وغلاظ ورسول گرامیش وجمله مومنین را بر خود قبول کنی که حق امام علی علیه السلام جانشینی پیامبر بعد از رحلتش نبوده ؟؟؟؟؟
ودر روز غدیر رسول خدا ص اورا به جانشینیش نصب نکرده ؟
قبول می کنی ؟؟؟
قبول می کنی ؟؟؟
قبول می کنی ؟؟؟
من قاصدک ؛در پیشگاه خدای متعال با تمام وجودم گواهی می دهم که در روز غدیر ؛رسول خدا ص امام علی ابن ابیطالب را به جانشینیش نصب نموده واگر در این امر از دروغ گویان باشم لعنت خدای قهار ورسول وملائکه ومومنینش بر من باشند .
خدایا تو شاهد باش وراهنما
بسم الله .......
( نویسنده: قاصدک )
می خواهم با شما وارد یک بحث جدی بشوم و در برابر دوستان منطق خود را ارائه بدهم و البته شما هم منطق خود را مورد قضاوت دوستان و خدای یکتا قرار بدهید ، می خواهم ثابت بکنم که حرفهای من منطبق بر قرآن و احترام بر قرآن است ولی آنچه که از شیعه درباره عقایدش شنیده ام همه پشت پا زدن به قرآن و بی احترامی به قرآن و چشم خود را بستن بر متن صریح و واضح و مستحکم قرآن و تاویل و تحریف معنی حقیقی قرآن به کمک کتابهای تاریخ و حدیثی که به هیچ وجه « لا ریب فیه » نیستند برای اثبات عقاید شخصی و فرقه ای است .
همانطور که گفتم کلمه ای دروغ نخواهم گفت و همه سخنانم از روی صدق و حقیقت است و اگر غیر از این بود مورد لعن و نفرین خدای یکتا و پیامبران و ملائکه و ... قرار خواهم گرفت ، پس همینجا فروتنانه می گویم به هیچ وجه قصد ندارم ضربه ای به اعتقادات شما بزنم و شما را از اعتقاداتتان منصرف کنم ، بلکه تنها قصد دارم آنچه را که در یکسال اخیر حاصل تحقیق شخصی و مستقل خودم در باره عقاید مذهب پدر و مادرم و « خودم » یعنی « شیعه » بوده است را به معرض قضاوت بگذارم و شاید شما در این بین از آن سود ببرید .
در باره « نکیر و منکر » باید بگویم که توجیهتان به هیچ وجه قابل قبول نبود و باز هم می گویم اصلا پایه قرآنی ندارد که البته فعلا قصد اثبات انرا ندارم ، برای اینکه ترجیح می دهم بحث را اولویت بندی کرده و بی ثمر از شاخه ای به شاخه دیگر نپریم ، پس جوابتان باشد برای آینده .
حال می خواهم وارد بحث اصلی بشوم و از دروازه اصلی شهر مذهب « تشیع » وارد بشوم و آن آیه « 55 سوره مائده » است :
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ
همانا دوست و یاور شما تنها خدا است و رسولش و کسانی که ایمان آورده اند
و نماز را اقامه می کنند و زکات می دهند و آنهایی که در برابر خدا
تعظیم می کنند ( ركوع مي كنند ) « مائده 55 »
آقای قاصدک این آیه را من صادقانه و بدون قصد ایجاد شبهه و انحراف و شخصا چنین معنی می کنم ، حال شما بفرمایید معنی آنرا برای دوستان ارائه کنید و نظرتان درباره این آیه را بگویید که به چه مناسبتی نازل شده است ؟
( نویسنده : توحید )
اين دو دوست ارجمند تاكنون اخلاق نيك خود را ثابت كرده اند و حكم هردو را به يكتاى معبودمان رها مى كنيم و تاحدود علمم هردو شايسته ى هم سخن شدن با هم را دارا هستند و به خوبى مى توانند الگوی خوبی برای دیگر دوستان باشند که هرگونه اختلاف نظر می تواند باز مایه ی محبت و احترام متقابل نسبت به هم باشد.زیرا کسی مسئول و وكيل مردمان نيست و ما را خداوند خودش سبحانه و تعالى مختلف آفريد و بر اين اختلافمان آگاه می باشد و اگر ذات سبحانش مایل می بود همه را در لمح بصر بر یک دین و روش قرار می فرمود.پس این اختلاف درحقیقت امتحانیست از جانب یکتای محبوبمان تا ما را در صبر و شکیبایی و اخلاق بیازماید.
الهی
عقل و وجدانمان را به تو می سپاریم که بهترین حافظ و نگهبانی.
شروع مناظره
توحيد:
سلام دوستان
قصد دارم در یک گفتگوی آرام و دوستانه و منطقی این بحث را شروع کنم ، لذا برای اینکه از این بد بینی و سوء ظن نسبت به هم خلاص شویم پیشنهاد زیر را ارائه می کنم :
بیایید طبق قرآن یک « مباهله » انجام بدهیم ، و پس از آن دیگر به یکدیگر برچسم آنوسی یا مرتد و ... نزنیم و قضاوت را به خدای یکتا واگذار کنیم تا یک بحث مطمئن و سود مند را دنبال کنیم ، دوستان موافق هستند ؟
پس من از خودم شروع می کنم و انتظار دارم نفر دوم آقای قاصدک باشد .
من سوگند به خدای یکتا می خورم که از این پس هر چه را عنوان می کنم عین واقعیت و حقیقت است و کلمه ای را دروغ نمی گویم ، اگر دروغ گفتم « لعن » و « نفرین » الله و ملائک و پیامبر و همه مومنین تا ابد در این دنیا و آخرت بر من .
پس از این دیگر به کسی اهانت نمی کنم و تهمت نمی زنم و قضاوت را به خدا واگذار می کنم ، البته کسی که مباهله را انجام داده باشد ، و شانه خالی کردن از آن را برابر کفر آن شخص می دانم .
قاصدك:
سلام بر توحید
مباهله :
..........
من قاصدک ،در پیشگاه خدای متعال ،الله جل جلاله ،وتمام فرشتگان وپیامبران واوصیاى ایشان شهادت می دهم به اینکه ،حضرت محمد ابن عبدالله ابن عبد المطلب بنده واخرین فرستاده او به سوی بندگانش می باشد .وقران کریم ،کتاب اسمانی است که او بر محمد ص فرستاده ،وامام علی ابن ابی طالب علیه سلام ویازده فرزندش که اخرینش حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف باشند ،جانشینان به حق ان پیامبر اخر الزمان هستند .وحضرت مهدی ع زنده وحاضر است اما ما اورا نمی بینیم وقادر به روئیتش نیستیم .شهادت می دهم که بهشت حق است وجهنم حق است
ونکیر ومنکر حق است .قبر حق است .قیامت حق است .تطائر کتب حق است .
ودر این دنیا اگر کسی ذره ای کار بد بکند سزایش را می بیند واگر ذره ای کار نیک بکند پاداشش را می بیند .نماز روزه حج جهاد وتمام اصول وفروع دین حق هستند .
من دینم این است وبر این دین وایمان زندگی می کنم وامیدوارم خدای متعال مرا با این ایمان به عالم اخرت ببرد .
من بر این اعتقاد با هر کسی ،با هر عزیزانی از خودش ،ومن با عزیزانم .........
مباهله خواهم کرد ونفرین خواهیم کرد که هر کدام حق نیستیم به اتش وغضب ان خدای جبار ،گرفتار ائیم ودودمان وهستیمان در دنیا واخرت بر باد برود .
...........
اما برادر توحید :
تو اعتقاداتت را بگوی ........
توحید:
سلام آقای قاصدک
من هنوز عقیده ام را نگفته ام و تنها مباهله نمودم که هر چیزی بعد از این می گویم از روی صدق و حقیقت باشد و حتی کوچکترین دروغی نگویم تا به حرف هایم اطمینان داشته باشی .
ولی اعتقاد کلی من این است که :
« اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمداً رسول الله و اشهد ان القرآن تنزیل من الله الرحمن مُصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ »
آقای قاصدک به نظرم خیلی در بیان اعتقاداتتان عجله کردید و ایراداتی که بر آن وارد است :
1- اعتقاد به قبر چه صیغه ای است ؟ خوب اگر منظور این است که بعد از مرگ قبری وجود دارد که این اظهر من الشمس است و حتی کفار هم به آن اعتقاد دارند مگر اینکه زرتشتیان .
2- منظورتان را از « تطائر کتب » درک نکردم لطفا بیشتر توضیح دهید .
3- انصافا این « نکیر » و « منکر » دیگر چه صیغه ای است و جزو اعتقاداتتان قرار داده اید ؟ اگر منظورتان آن دو ملک است که بلافاصله بعد از قرار گرفتن در قبر به سراغ انسان می آیند و با آن قیافه کریهشان از انسان سوالاتی می کنند که از فرط کریه و زشت بودن حتی زبان انسانهای معتقد واقعی هم به بند می آید و برای همین باید هنگام دفن میت پاسخ ها را تقلبی به اصطلاح به آنها تلقین کنند ، که ثابت خواهم کرد که این موضوع خرافات است و پایه علمی و قرآنی ندارد و شما با اعتقاد به آن ، در دین اسلام دخل و تصرف کرده اید و بدعت نهاده اید که گناه بزرگی است .
به هر حال برایتان آرزوی سلامتی و هدایت می کنم و منتظر پاسخ شما هستم .
قاصدک:
سلام بر توحید گرامی
.........................
(من هنوز عقیده ام را نگفته ام و تنها مباهله نمودم که هر چیزی بعد از این می گویم از روی صدق و حقیقت باشد و حتی کوچکترین دروغی نگویم تا به حرف هایم اطمینان داشته باشی .)
....مباهله ،نفرین است .که دو فرد در مطلبی وعقیده ای ودینی اگر به نهایت مسئله نرسیدن ،خدارا می خوانند که اگر دروغ گوباشند بر ان ها بلا مازل گرداند .
داستان مباهله را دوباره بخوانید اگر به ان اعتقاد دارید وساختگی نمی دانید .
من می گویم در اعتقادات شیعی خودم تا ان جا راسخم که حاضرم خود وخانواده ام را طعمه بلا قرار بدهم .....ان گاه شما از دروغ وغیرو می گوئید .
مومن چرا باید دروغ بگوید .من چه الزامی دارم به شما دروغ بگویم .اگر سخنت درست باشد قبول خواهم کرد .اما اگر مقابل شما کوتاه نمی ایم به خاطر این است که اشتباه می کنید .....در جریان تاریخ وحدیث وغیرو .......
توحید
.......(- اعتقاد به قبر چه صیغه ای است ؟......)
اگر کسی را کوسه بخورد او قبر دارد یا ندارد ؟.........
این قبر دنیایی ،حفره ای است .قبر حقیقی در حالت برزخی است ....وحالاتی که روح دارد ومسائل ان که بسیار مفصل است .......
2-تطائر کتب ....همان دادن نامه اعمال به دست راست وچپ که در قران مجید در سوره حاقه ذکر فرموده وبنی اسرائیل ایه 13
3-نکیر ومنکر ..........
روح وقتی از دنیای ماده رخت بر کشید وتنها شد تابع قوانینی می شود که در عالم برزخ برای ان تعریف شده است .حساب رسی از روح هم که در قران مجید در چند جا امده وتعبدی ندارد .وهمچنین ملائکه نویسنده اعمال .....سوره ق را مطالعه بفرمائید .
واین فرشتگان هم مال نشئه قبر هستند .وما فرشتگان را قبول داریم وجزو اعتقادات ما هستند.ودر قران کریم هم هست .پس تعجب نکن .قوانین عالم اخرت مسائل خودش را دارد .
...تلقین میت ...
جزو مستحبات است .واین بر می گردد 1-به اینکه ما از ان عالم چه خبر داریم ایا روح می شنود ویا نمی شنود .خدای بزرگ عالم است .ولی قدر مسلم ان ور خبر های مهمی است .............که این مسئله مستلزم این است که باز شود وبر می گرد به روح وتعلقات وحالات او در عالم اخرت ............
...اثر تلقین بر زندگان وان کسانی که دور قبر دنیایی هستند ودر ان ها حالت انتزاع وبریدگی موقتی از دنیا ولذات ان به واسطه مرگ عزیزی دست داده وتلقین اصول دین باعث پذیرش راحت جان ان ها می شود ..................
خداوند همه مارا هدایت فرماید
فَلَمَّا قَضَيْنَا عَلَيْهِ الْمَوْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلَىٰ مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ ۖ
فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ مَا لَبِثُوا فِي الْعَذَابِ الْمُهِينِ ( سورة سبأ - آية ۱۴)
در اين آيه خبر از مردن سليمان عليه السلام است كه جن متوجه نشدند زیرا دارای علم غیب نبودند.
وَأَنَّا لَا نَدْرِي أَشَرٌّ أُرِيدَ بِمَنْ فِي الْأَرْضِ أَمْ أَرَادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَدًا سورة الجن الآية ۱۰
و در اين آيه نيز يك جن اعتراف مى كند كه آنان از آینده ی اهل زمین اطلاعی ندارند.
آيات بعدی گویای این واقعیت است که جن ها از آنجايى كه مخلوقات اوليه ى ماقبل انسانها بودند و خلقتشان اوليه شان از آتش ، داراى قدرت صعود به آسمان بودند ولى بعدها متوجه شدند اين قدرت از آنان سلب شده و حراست و نگهبانی آسمان مانع صعود و دریافت علم آنان می شود.
وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاءَ فَوَجَدْنَاهَا مُلِئَتْ حَرَسًا شَدِيدًا وَشُهُبًا (سورة الجن - الآية8)
وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ ۖ فَمَنْ يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهَابًا رَصَدًا (سورة الجن الآية ۹)
امر جالب در خلقت جن این است که سبقت آنان در خلقت بلاشک موجب شده در علم و دانش نیز از انسانها جلو باشند اما هرگز به علوم غیبی راه ندارند زیرا علم غیب را جز خدا نمی داند. ( لایعلم الغیب الا الله )
و امر دیگر اینکه قدرتهای جن در تحول یابی یا رفتن به جو بالاتر از زمین یا حتی کواکب می تواند دو دلیل داشته باشد:
۱- جن بنابه خاصیت خلقی اش سبک و قادر به صعود از زمین است زیرا عناصر اولیه ی خلقتش آتش است عکس آدم که عناصر اولیه اش خاکی و دارای ثقل و سنگینیست.
۲- سبقت خلقت جن موجب رسیدن و کشف به علومی شده که هنوز برای انسانها شناخته نبوده است. هرچند امکان رسیدن انسانها نیز بدان علوم وجود دارد و فقط وابسته به زمان است.
اما در همه ی احوال جن بمانند انسان اسیر شهوات و رغبات جنسی و مادیست که هم امکان غلبه بر آنها را داراست و هم امکان انحراف.
در سوره ی جن بصراحت بیان شده که جن ها نيز دو گروه نیکوکار يا تبه کار هستند. ( به سوره ی جن مراجعه شود )
وَأَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَٰلِكَ ۖ كُنَّا طَرَائِقَ قِدَدًا ( سوره الجن - الآیه 11)
جن ها نيز ميل و رغبت به ازدواج دارند.
به اين آيه توجه فرماييد:
فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ ( سورة الرحمن الآية 56 )
در سوره ى مباركه ى الرحمن سخن از وجود زناني در بهشت است كه هرگز توسط انس یا جن مورد نزدیکی جنسی واقع نشده اند و خود نیز از قبل به احدی طمع نداشته اند. این گروه زنان همتاهای خاص مردان نیکوکار در بهشت خواهند بود.
جن ها نیز تولید مثل می کنند.
به این آیات توجه شود:
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ ۗ
أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ ۚ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا ( سوره الکهف الآیه 50)
در این آیه ی شریفه و آیات دیگری خداوند ما را از ابلیس و ذریه اش برحذر می دارد.
إن شاءالله ادامه دارد...
تا حالا شاخه هاى لرزان درخت بيد يا برگهای درختان را در وقت وزیدن باد دیده اید؟
خب می پرسید : از کجا این حرف را درآورده ام!؟
این آیات را با دقت مطالعه فرمایید:
وَأَلْقِ عَصَاكَ ۚ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّىٰ مُدْبِرًا وَلَمْ يُعَقِّبْ ۚ .... (سورة النمل - الآية 10)
وَأَنْ أَلْقِ عَصَاكَ ۖ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّىٰ مُدْبِرًا وَلَمْ يُعَقِّبْ ۚ ...(سورة القصص - الآية31 )
در اين آيات از حركت لرزان عصا كه به " جن " همانند شده بود ، سخن است.
لرزش عصای موسی علیه السلام قبل از تبديل شدن به اژدها به " جن " تشبیه شده است.
و این عجیب نیست زیرا طبیعت جن و بدایت خلقتش و عنصر اساسی خلقتش آتش است که خود ترکیبی از گازها و حرارت است و دارای حرکت و قادر به تحول است.
إن شاءالله ادامه دارد...
در آیات قرآن سخن از خلقت جن است که او از " مارج من النار " خلق شده است و سؤالات شما هم در اين باب بود.
مارج از " مرج " يعنى " مخلوط شدن مى آيد.
خداوند در كتابش فرموده است:
مرج البحرين يلتقيان . بينهما برزخ لايبغيان
يعنى دو دريا در حاليكه مخلوط مى شوند به هم مى رسند. بين آن دو فاصله اى جدا كننده است كه اجازه ى طغيان هيچکدام بر دیگری نمی دهد.
یعنی با وجود مخلوط شدن و رسیدنشان هر کدام تمامی خصوصیات و صفاتشان را حفظ می کنند.
در خلقت جن نیز سخن از " مرج " است و مارج یعنی نتیجه ی مخلوط شدن آتش.
و آتش دارای تفاوتهایی ست و هر آتشی رنگی و درجه ای دارد که جن از مخلوط آتش خلق شده است و این است که در جایی نیز چنین آمده است:
الْجَانَّ خَلَقْنَاهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نَارِ السَّمُومِ (سورة الحجر الآية27)
و اینکه این آتش به " السموم " وصف شده برای این است که از شدت لهب و تندی اش در مسام بدن نفوذ می کند.
و اینکه خلقت جن از آتش است بدین معنا نیست که بمانند شعله های آتش بی شکل هستند یا با باد متغیر می شوند.
زیرا انسان نیز از خاک خلق شده ولی با باد و طوفان در هوا منتشر نمی شود!
بلکه منظور داشتن صفات خلقت اولیه است.
برای مثال انسان دارای صفات ثقل و سنگینی خاک است و با دفن شدن در وفاتش در خاک تجزیه می شود .
و جن بعد از وفاتش به عناصر اولیه ی خودش که گاز و حرارت است برمی گردد.
و جن ها در همه ی احوال دارای اشکال و جسم هستند ولی از دید ما مخفی می باشند و برای همین نام " جن " بر آنان اطلاق شده است زیرا " جن " یعنی از دیده نهان.
و در قرآن نیز این آیه را داریم:
فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَىٰ كَوْكَبًا ۖ قَالَ هَٰذَا رَبِّي ۖ فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِينَ (سورة الأنعام الآية )76
در اينجا سخن از أبينا ابراهيم عليه السلام است كه وقتى ديد شب بر او سايه افكند يا بر ديده اش پوشاند ستاره ای را دید گفت: این پروردگار من است ....
" جن " یعنی از دیدگان پوشیده شدن .
و جن نیز چنین است و این نیز نعمتیست زیرا از وصفی که خداوند در کتابش برایمان بیان فرموده است بسیار وحشتناک است:
انهـا شجرة تخـرج فی اصل الجحیم . طلعها کانه رؤوس الشياطين .
آن درختى ست كه از اعماق جهنم خارج مى شود و شاخه هايش بمانند سرهاى شياطين است.
اين آيه اشاره اى زيبا به وحشتناك بودن وصف شاخه هاى اين درخت است.
و چون ما هرگز سرهای شیاطین را ندیده ایم و برایمان مجهول است این مجهلولیت درحقیقت وصف عجیب بودن و وحشتناک بودن را می رساند.
إن شاءالله ادامه خواهيم داد...
دوستان سلام و درود بر شما
اين آيات را با دقت و تأمل مطالعه فرماييد تا در پست بعدی به ترجمه و بحث مشغول شویم.
در مورد جن و خلقت :
وَخَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مَارِجٍ مِنْ نَارٍ (سورة الرحمن الآية 15)
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ (سورة الحجر 26)
وَالْجَانَّ خَلَقْنَاهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نَارِ السَّمُومِ (سورة الحجر الآية27)
خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ كَالْفَخَّارِ (سورة الرحمن الآية 14)
وَخَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مَارِجٍ مِنْ نَارٍ (سورة الرحمن الآية 15)
وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ (سورة الحجر الآية28)
فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ (سورة الحجر الآية 29)
فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ (سورة الحجر الآية 30)
إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ أَنْ يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ (سورة الحجر الآية 31)
قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ (سورة الحجر الآية 32)
قَالَ لَمْ أَكُنْ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ (سورة الحجر الآية 33)
وَأَلْقِ عَصَاكَ ۚ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّىٰ مُدْبِرًا ...(سورة النمل الآية 10)
و اینکه آنان از مراتب فوق که جایگاه فرشتگان است به دور هستند:
وَحِفْظًا مِنْ كُلِّ شَيْطَانٍ مَارِدٍ (سورة الصافات الآية 7)
لَا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَىٰ وَيُقْذَفُونَ مِنْ كُلِّ جَانِبٍ (سورة الصافات الآية 8)
فَيَوْمَئِذٍ لَا يُسْأَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَلَا جَانٌّ (سورة الرحمن الآية 39)
لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ (سورة الرحمن الآية 74)
وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَىٰ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا ۚ وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ ۖ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ (سورة الأنعام الآية 112 )
وَجَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكَاءَ الْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ ۖ وَخَرَقُوا لَهُ بَنِينَ وَبَنَاتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ ۚ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يَصِفُونَ ((سورة الأنعام الآية 100)
" إِنْ يَدْعُونَ مِنْ دُونه إِلَّا إِنَاثًا وَإِنْ يَدْعُونَ إِلَّا شَيْطَانًا مَرِيدًا لَعَنَهُ اللَّه وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادك نَصِيبًا مَفْرُوضًا وَلَأُضِلَّنَّهُمْ وَلَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَلَآمُرَنهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَان الْأَنْعَام وَلَآمُرَنهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْق اللَّه وَمَنْ يَتَّخِذ الشَّيْطَان وَلِيًّا مِنْ دُون اللَّه فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُبِينًا يَعِدهُمْ وَيُمَنِّيهِمْ وَمَا يَعِدهُمْ الشَّيْطَان إِلَّا غُرُورًا " وَكَقَوْلِهِ تَعَالَى
و خداوند ما را از شیطان و فرزندانش برحذر نموده است: " أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّته أَوْلِيَاء مِنْ دُونِي " الْآيَة .
و پدرمان ابراهیم علیه السلام به پدرش گفت: " يَا أَبَت لَا تَعْبُد الشَّيْطَان إِنَّ الشَّيْطَان كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا " وَكَقَوْلِهِ
" أَلَمْ أَعْهَد إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَم أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَان إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوّ مُبِين وَأَنْ اُعْبُدُونِي هَذَا صِرَاط مُسْتَقِيم "
و در روز قیامت فرشتگان می گویند:
" سُبْحَانك أَنْتَ وَلِيّنَا مِنْ دُونهمْ بَلْ كَانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنّ أَكْثَرهمْ بِهِمْ مُؤْمِنُونَ " الایه
" وَجَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكَاء الْجِنّ وَخَلَقَهُمْ " الایه
وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَىٰ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا ۚ وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ ۖ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ (سورة الأنعام الآية 112)
وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ مِنَ الْإِنْسِ ۖ وَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُمْ مِنَ الْإِنْسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِي أَجَّلْتَ لَنَا ۚ قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ ۗ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ (سورة الأنعام 128)
يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنْذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَٰذَا... (سورة الأنعام الآية 130)
يَا بَنِي آدَمَ لَا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْآتِهِمَا ۗ
إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ ۗ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاءَ لِلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ ( سورة الأعراف الآية 27)
قَالَ ادْخُلُوا فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ فِي النَّارِ ۖ ... (سورة الأعراف الآية 38)
وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ ۖ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا ۚ أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ (سورة الأعراف الآية 179)
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ ۗ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ ۚ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا ( سورة الكهف الآية 50 )
وَحُشِرَ لِسُلَيْمَانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ وَالطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ (سورة النمل الآية17)
وَلِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ غُدُوُّهَا شَهْرٌ وَرَوَاحُهَا شَهْرٌ ۖ وَأَسَلْنَا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ ۖ وَمِنَ الْجِنِّ مَنْ يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ ۖ وَمَنْ يَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنَا نُذِقْهُ مِنْ عَذَابِ السَّعِيرِ (سورة سبأ الآية12)
قَالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقَامِكَ ۖ وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ (سورة النمل الآية 39)
فَلَمَّا قَضَيْنَا عَلَيْهِ الْمَوْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلَىٰ مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ ۖ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ مَا لَبِثُوا فِي الْعَذَابِ الْمُهِينِ (سورة سبأ الآية14)
وَجَعَلُوا بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَبًا ۚ وَلَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ (سورة الصافات الآية158)
وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا رَبَّنَا أَرِنَا اللَّذَيْنِ أَضَلَّانَا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ نَجْعَلْهُمَا تَحْتَ أَقْدَامِنَا لِيَكُونَا مِنَ الْأَسْفَلِينَ (سورة فصلت الآية 29)
وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَرًا مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنْصِتُوا ۖ فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلَىٰ قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَ (سورة الأحقاف الآية 29)
قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا (سورة الجن الآية1)
وَأَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ تَقُولَ الْإِنْسُ وَالْجِنُّ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا (سورة الجن الآية 5)
وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا (سورة الجن الآية 6)
وَأَنَّهُمْ ظَنُّوا كَمَا ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ أَحَدًا (سورة الجن الآية 7)
وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاءَ فَوَجَدْنَاهَا مُلِئَتْ حَرَسًا شَدِيدًا وَشُهُبًا (سورة الجن الآية 8)
وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ ۖ فَمَنْ يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهَابًا رَصَدًا (سورة الجن الآية 9)
وَأَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَٰلِكَ ۖ كُنَّا طَرَائِقَ قِدَدًا (سورة الجن الآية 11)
وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ (سورة الذاريات الآية56)
يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانْفُذُوا ۚ لَا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ (سورة الرحمن الآية 33)
مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ (سورة الناس الآية6)
و در مورد فرشتگان این آیات را با دقت مطالعه فرمایید:
... وَلَٰكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ .... (سورة البقرة الآية 177)
يُنَزِّلُ الْمَلَائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَىٰ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ أَنْ أَنْذِرُوا أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاتَّقُونِ (سورة النمل الآية2)
الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَثْنَىٰ وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ ۚ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (سورة فاطر الآية 1)
فَكَيْفَ إِذَا تَوَفَّتْهُمُ الْمَلَائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ (سورة محمد الآية27)
يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا ۖ لَا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَٰنُ وَقَالَ صَوَابًا (سورة النبأ الآية 38)
... مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ (سورة التحريم الآية 6)
دوستان در نوشته ی بعدی به امید و مدد از سوی خدا ، ترتیبی بهتر قرار خواهم داد .
می دانم بحثها به این سادگی تمام شدنی نیست.
و همانطور که دیدیم استاد گرامی پورپیرار هم از سر بحث " ملک یمین " گذشت و دوباره مشغول کاوش و باستان شناسی شده است.
ما هم در مباحث قبلی داشتیم از جن و چشم زخم و سحر سخن می گفتیم که یک باره بهمراه دوستان هم عقیده ی استاد پورپیرار وارد بحث و جدل بر سر " ملک یمین " شدیم.
البته اگر دوستان هنوز مایلند می توانیم این واقعیت قرآنی را روشنتر کنیم که " ملک یمین " هرگز دوستان جنسی " نمی شود. هرچند احسان و نیکی در این امت عمومیت دارد و ما به نانوا و بقال سرکوچه هم احترام و مودت قایل می شویم بدون اینکه کسی خودش را عوضی بفهمد!
و قرآن صراحت و زیبایی خاصی دارد و دوستان جنسی را انکار می نماید و به صراحت از نکاح علنی و ارتباط مبارک خانوادگی سخن آورده است.ارتباطی که اهل با علم و اطلاع بدان مهر صلاحیت و برکت می بخشند.
خوب!
بیایید برای شروع مبحث "جن" ابتدا بگوییم :
در چه مواضعی خداوند سبحانه و تعالی در کتابش از جن سخن گفته است؟
و چراشیطان رانده شده از بهشت را از جنس جن معرفی نموده است حال آنکه سربازانش را از هر دو جنس جن و انس؟
آیا وجود شیطان در جمع فرشتگان در وقت سجده به آدم به منظور خاصیست یا شیطان فرشته بوده است؟
دوستان در این مبحث به عون الله تعالی ثابت خواهیم کرد که شیطان رانده شده از بهشت یا واضحتر بگویم اولین دروغگو و گمراه کننده ی انسان ، يك فرشته نبوده است.
و ثابت خواهيم كرد خلقت و طبیعت شیطان یا ابلیس با فرشتگان متفاوت است.
بگذارید ابتدا آیات قرآنی که در ارتباط با جن و شیطان و یا خلقت آنان است را بیاوریم .
دوستان می توانید همراهی کنید.
بسم الله ....
آماده اید؟![]()
امیدوارم همه سلامت و شاد باشید.
تا آماده کردن مقاله ام گفتم کمی با شما آزادانه به سخن نشینم.
یک زنگ تفریح هم بعد از آن کلاسهای سنگین و خشونت بار آقای پورپیرار لازم است!
عده ای در مباحث گذشته از شگفتی های عددی قرآن پرسشهایی داشتند و دوست داشتند در مورد رشاد خلیفه که شروع کننده ی این علم معرفی شده بدانند.
دوستان
این علم هنوز جدید است و رشاد خلیفه هرچند کار خوبی تقدیم داشت اما به سبب انحرافاتش بسیاری را به این علم بدبین هم نمود.
او فراموشش شد که مهمترین اساس مقدس بودن قرآن وعده ی حفظ توسط خالق است.
اگر این وعده را قبول نکنیم دیگر لازم به زحمت نیست وفایده ای ندارد که دنبال بقیه ی وعده های خداوند تلاش شود!
اثبات شگفتی های عددی قرآن در حقیقت نشان دهنده ی ۲ چیز است:
۱- رشد علمی باحث و جستجوگر
۲- درک این واقعیت که هر نظمی در آیات کتاب الله بی اساس و تصادفی نیست.
حال ممکن است یک فرد ساده هم بیاید دهها نوع عجایب عددی قرآن را کشف کند ولی نتواند به تمام قرآن عمومیتش بخشد.
این است که بایستی متواضع شد و هر تحقیقی را قبل از اینکه دربست به خدا نسبت دهیم به محقق آن ربط دهیم که ابزار تحقیق او چگونه بوده است که برایش نتیجه داده است.
مطلب دیگری که باعث خشم بعضی دوستان شد روش تقدیم ترجمه های قرآنی من بود.
دوستان عزیز
بارها اعتراف کردم که من چندان بارع و زبردست در ترجمه نیستم و فقط می توانم مفهوم عربی اش را درک کنم .
با وجود این در وقت ترجمه به ترجمه های موجود در اینترنت نگاهی انداخته و یا عین ترجمه و یا تغییرش را ضروری می بینم.
ترجمه هایی که دیدم هیچ کدام بی عیب نیستند ولی تا شناخت بهتر خودم در ترجمه ناگزیر با آنها تعامل می کنم.
.....
موضوع نیمه تمام و جالب " جن " هم حیف بود تمامش نکردیم!
خداوند خیلی آیات زیبا و واضحی در مورد خلقت جن و ارتباطشان با انسانها برایمان نازل فرموده است که حقش این است به آنها رجوعی کامل داشته باشیم هرچند این مخلوقات نمی توانند انسانها را تحت تسخیر خود درآورند ولی القاءات بچه شیطونها که همان " جن " های ناقلا و بی ایمان هستند ممکن است انسانهایی را منحرف نماید .همانطور که می بینیم بسیاری از صوفیان و اتباع فرقه های منحرف همیشه در حال دریافت این نوع القاءات هستند و برای دوستان و هم کیشانشان تعریف می کنند و بسیاری هم آن خیالات شیطانی را نوعی مکاشفه یا کرامات می شناسند!
خب دوستان این زنگ تفریح کوتاه را تقدیمتان داشتم تا همه آماده ی بحث بعدی شویم.
درضمن اگر نظر دیگری برای بهتر شدن این وبلاگ دارید از شما بخاطر تقدیم نظراتتان صمیمانه تشکر می کنم.
الله معنا و معکم ![]()
وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ يَعِظُهُ يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ .
و [ياد كن] هنگامى را كه لقمان به پسر خويش در حالى كه وى او را اندرز مىداد گفت اى پسرك من به خدا شرك مياور كه به راستى شرك ستمى بزرگ است .
يَا بُنَيَّ إِنَّهَا إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَكُن فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّمَاوَاتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ .
اى پسرك من اگر [عمل تو] هموزن دانه خردلى و در تختهسنگى يا در آسمانها يا در زمين باشد خدا آن را مىآورد كه خدا بس دقيق و آگاه است .
يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ .
اى پسرك من نماز را برپا دار و به كار پسنديده وادار و از كار ناپسند باز دار و بر آسيبى كه بر تو وارد آمده استشكيبا باش اين [حاكى] از عزم [و اراده تو در] امور است .
وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ .
از مردم [به نخوت] رخ برمتاب و در زمين خرامان راه مرو كه خدا خودپسند لافزن را دوست نمىدارد .
وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ .
و در راهرفتن خود ميانهرو باش و صدايت را آهستهساز كه بدترين آوازها بانگ خران است .

