تبليغاتX
معنای توحیـــــــــــــــــــــــــد
بحثى آرام و زيبا در اثبات توحيد و يكتاپرستى و محو انواع مختلف شرك

سلامی به روشنی و صفای صبح خدایی ...

روزهاى عمرمان سپری می شود و زیبایی های بسیاری در مقابل دریچه های دیدگانمان می گذرد...

و ما گه گاهی حتی حوصله ی دقت و دید هم در خود نمی یابیم.

اینهمه زیبایی ها که آفریننده اش زینت بخش دیدگانمان قرار داده است ...

ولی عادت ما براین است که زیبایی ها را رها کرده و به زشتی ها خیره شویم!

مرتب از زشتی ها می گوییم که چقدر آزاردهنده بوده و هستند.

زیبایی های بسیار را به فراموشی می سپاریم و زشتی های نادر را هرگز فراموش نمی کنیم!

آیا طلوع صبح امروز را به یاد داریم؟!

درست همان وقتی که شب بساطش را جمع می کرد و جایگاهش را به صبح روشن می داد...

و صبح با شرم و استحیا و نگاهی آرام بسویمان می آمد و کم کم آشناتر و آشناتر با نگاهی روشنتر و آشناتر که :

"فراموشم مکن که من همان مهمان هر روز توام که

به امر آفریدگار به دیدارت می آیم تا شاید امروزت از دیروزت بهتر شود ."

راستی امروزمان چگونه گذشت؟

شب دوباره بازآمد ولی من باز منتظر صبح دیگرم...

صبحی بهتر و زیباتر...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 20:51  توسط أمة الله | 
الحمدلله رب العالمین والعاقبة للمتقین.

شخص مؤمن همیشه پی این مطلب می گردد که بداند واقعاً کدام کار صواب است وکدام کار گناه ...
وهمیشه به دنبال صوابهای کوچک وشناخت سیئات ،ازاین دربه آن درمی زند تا در ترازوی اعمال خویش ،کفه صواب را برگناه سنگین ترسازد و
همیشه پس ازانجام سیئات ، به رحمت وغفران الهی چشم امید می بندد...
اما به شرک این بزرگترین گناه ونابخشود نی ترین آنها ،وشناخت آن کمتر توجه می کند.
بله دوستان گرامی. خداوند هستی بخش درقرآن عظیمش ،ازگناهی خبرداده که قابل مقایسه با گناهان دیگر نیست وتنها جرمی است که ازسوی خالق مهربان ،نابخشودنی اعلام گردیده است.

خداوند مهربان درسوره چهارم تنزیلش آیه چهل وهشتم، آن نابخشودنی ترین گناه را این گونه معرفی فرموده است:

«إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاءُ وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِيمًا »

همانا خداوند موردآمرزش خود قرارنمی دهد کسی را که به او شرک بورزدوکسی که به خداوند شرک بورزد یقیناً که توهینی نابجاو گناهی بسیار بزرگ مرتکب شده است.

وازهمین رو که شرک گناهی غیرقابل بخشش است توجه به آن وشناخت انواع آن ازضروریات اعتقادی هرشخصی که ادعای ایمان می کند بشمار می رود.
چه بسا کسانی که سراسرعمرشان را با عبادات ورنج وتلاش سرمی کنند اما با انجام دادن گناه شرک ،ازرحمت وغفران الهی به دورمی مانند وچه بسا کسانی که عمرشان راصرف شناخت انواع فروعات ومستحبات کرده اند ولی ازشناخت مقوله «شرک» کوچکترین اطلاعی ندارند ویا اینکه شرک را فقط بت پرستی جاهلیت انگار می کنند ،حال آنکه قرآن عظیم صورتهای مختلفی از شرک را برای مومنان بیان فرموده وخطر آلوده شدن به این گناه را بسیارعظیم دانسته وحتی به پیامبران برگزیده اش نیزآن را گوشزد فرموده است !

الله مهربان درآیه 65 سوره زمربه عزیزترین پیامبرش این گونه گوشزد می نماید:


وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿65﴾


ویقیناً وحی کرده ایم به تو(ای پیامبر) وبه کسانی که قبل ازتو بودند که اگر شرک بورزی عمل نیکویت تباه خواهد شد واززیان کاران خواهی گردید.


پس باتوجه به این آیه قرآن که خطر شرک ورزیدن را برای پیامبران اولوالعزمش نیز تهدید می داند ،مکشوف می گردد که مابندگان ناچیز خدا نیز ازآن خطر مصون نیستیم وباید برای مبارزه باآن خودرا مسلح سازیم،وخیلی ساده وسطحی ازآن گذر نکنیم.

خیلیها ازروی نادانی وکم اطلاعی ازآیات قرآن ،فکرمی کنند که شرک ورزیدن یعنی اینکه شخص تصورنماید بجز الله خالق دیگری نیز وجوددارد ودیگرهیچ.
وتوحید یعنی اینکه کس دیگری بجز الله را خالق وآفریننده ندانی.


اما آگاهان ازقرآن می دانند که شرک فقط درهمین جمله خلاصه نشده وصورتهای مختلف دیگری نیز دارد.

اگر فرصتی دست دهد وبه لطف الله،درمباحث آینده به صورتهای گوناگون «شرک» وشناخت آنها درحدتوانم خواهم پرداخت.


««حُنَفَاء لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ وَمَن يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاء فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ


(ای مردم) گروندگان خالص به خدا باشيد نه شريك‏گيرندگان [براى] او و هر كس به خدا شرك ورزد چنان است كه گويى از آسمان فرو افتاده و مرغان [شكارى] او را ربوده‏اند يا باد او را به جايى دور افكنده است سوره حج آیه 31 )

+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 21:44  توسط آصف | 
سلام دوستان

نمی دانم تا چه حد با آقای دکتر عبدالمجید الزنداني رئيس دانشگاه ایمان یمنی آشنایی دارید.

فقط مختصر و کوتاه به اطلاع دوستان عزیزم برسانم که او از شخصیتهایی ست که عمر خود را صرف بحث و تحقیق در قرآن کرده و می کند و حتی بارها به دانشگاههای تقلیدی مذهبی ایراد گرفته که عمر دانشجو و طلبه ی دینی را در امور فلسفی و کلامی تباه می کنند و حق کتاب الله تعالی را ادا نمی کنند.

در یکی از کلاسهایش که بسیاری از دانشجویان حضور داشتند او داشت از فصاحت و دقت عجیب کلمات قرآنی سخن می گفت که این فصاحت و دقت به حداقصی درجه ای رسیده که اگر کلمه ای را بجای کلمه ی اصلی قرار دهیم معنای آیه تغییر می یابد. و دکتر عبدالمجید داشت مثالهایی را هم ذکر می کرد که ...

یکی از دانشجویان ملحد بلند شده و گفت: من به این ادعای شما ایمانی ندارم! برای اینکه در قرآن کلماتی آورده شده که دلیل بر سستی اش است و مثال این آیه :

ماجعل الله لرجل من قلبین فی جوفه  " : خداوند در جوف مردی دو قلب قرار نداده است .

چرا قرآن می گوید " رجل = مرد "  و نگفته " بشر "؟ آخه تمام بشر بجز یک قلب در جوفشان ندارند چه زن باشند چه مرد!؟

در آن لحظه سکوتی تمام جلسه و حضار را فرا گرفت...

همه منتظر پاسخ دکتر عبدالمجید بودند زیرا آن مرد راست می گفت هیچ بشری دو قلب ندارد پس چرا در اینجا " مرد " گفته شده و نه " بشر " که عمومیت این حقیقت روشنتر باشد؟!

دکتر بعد از مدتی تدبر گفت:

بله تنها مرد است که ممکن نیست بیش از یک قلب در جوفش باشد!

و اما زن ممکن است ۲ قلب در جوفش حمل کند اگر باردار شود قلب خودش و قلب طفلش که درونش است!

سبحان الله

هیرودیای گرامی دوستان عزیز

بحث بر سر اعجاز عددی که با مدد خداوند ادامه خواهیم داد بحثیست محدود به وسایل و روش محقق .

اگر خواستیم سخنی را قبول کنیم بایستی منصفانه به روش تحقیقی باحث و محقق دقت و احترام قائل شويم.

خودم به استاد مهندس عبدالدائم الكحيل اعتماد بيشترى در بحثهاى شگفتی های قرآن دارم.

تصمیم دارم در آینده ان شاءالله بعضى از بحثهايش را برايتان ترجمه كنم كه بسيار زيبا و ساده و علميست.

اين سايت متعلق به ايشان است:

شگفتیهای علمی در قرآن و سنت

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 15:15  توسط أمة الله | 
سلام دوستان

این درخواست هیرودیای گرامی بود که این مبحث دوباره از سرگرفته شود.

خواهر عزیز

آنچه من و شما بدان ایمان داریم " قرآن " است.

کتابی که بارها خودش را اثبات کرده و می کند که " محفوظ " از هر نوع خطا و ناموزونیست.

مؤلف اين كتاب نه محمد بوده و نه يارانش.

اگر اینچنین بود می بایست بیشتر به اموری بپردازد که مورد علاقه و اهمیت عربهای آن زمان و سطح فهم علمی آنان باشد.

کتابی که اموری را بیان و شرح می دهد که در خور ادراک علمی مردمان دوران نیز نبوده است ولی با شیوه ای موزون و جذاب بیان شده که حتی ابهام و عدم ادراک بعضی حقایقش باعث کاستن جذبیت کلام الله نشده است.

برای مثال امور علمی که از خلقت آسمانها و زمین روشن می شود بسیار متقدم بر مردمان عصر نزول قرآن است ولی شیوه ی بیان آن امور علمی آنچنان زیبا و عرفانی و جذاب است که خواننده و شنونده ی قرآن مجذوب تلاوت آن آیات می شود و اگر درکش قد نداد مخلصانه و خاشعانه سر تسلیم فرود می آورد که :

خلقت عالم بدست خالق امری فراتر از ادراک مخلوقی محدود چون ماست.

اعجاز عددی یا شگفتی های عددی قرآن توسط عاشقان این کتاب کشف شده است یا بهتر بگویم: اعتراف شده است زیرا چیزی به قرآن نمی افزاید بلکه اعتراف به حقیست که در این زمان جلوه کرده است.

قرار نیست قرآن به عاشقانش اعلام دارد که " هرچه گفتید صحیح است " ولی قرار بر این است که هر عاشقی مواظب باشد که سخنان و نظریاتش موافق با " کلام الله " و " صحیح " باشد.

با نگاههای عمیق و پژوهشهای مشتاقان قرآنی روز بروز شگفتی ها و جذابیتهای این کتاب خداوند سبحانه و تعالی جلوه ی بیشتری می یابد.

امیدوارم اوقات و عمرمان صرف درک زیبایی های سخنان معبودمان گردد که بساط عمر بسیار کوچک و برچیدنیست!

ربنا آتنا في الدنيا حسنة و في الآخرة حسنة و قنا عذاب النار ...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 8:47  توسط أمة الله | 

چهره ی مظلوم و نگاه آرام ندا دختری که هزاران امید و شوق درونش را هدیه ی میلیونها ملت ایران و جهان کرد تا فریاد ” مرگ بر دیکتاتور ! زنده باد آزادی ” را چنان فریاد زنند که دیگر هیچ انسانی بنده ی احدی جز خدا نباشد.

«ندا آقا سلطان» روز 30خرداد به دست دژخيمان رژيم آخوندى بهشهادت رسيد. وى همراه استاد دانشگاهش در ‌رشته فلسفه و چند تن از هم کلاسى هايش در تظاهرات شرکت كرده بود.
2تن از مزدوران لباس شخصى قلب ندا را با کلت کمرى هدف قرار دادند و وى در دستان استادش بهشهادت مىرسد.

به خدا دیدم اینهمه صحنه های شهدای فلسطینی و افغان و عراقی یکباره در چهره ی خونین ندا مجسم شد…

ندای عزیزی که با شور و شوق جوانی خواهان سازندگی خاکی بود که بر آن قدم می زد ناگهان حتی از قدم زدن بر آن خاک نیز محروم شد تا روح بلندپروازش در بهشتهای خدایش به سیاحت و آسایش مشغول شود.

ندای عزیزی که بزرگترین گناهش صدایی بود که از گلوی نازکش خارج شد ...ناگهان ساکت و آرام با نگاهی عمیق و پرمعنا بسوی خدایش رفت تا حرفهایش را همانجا بگوید زیرا در این بتکده ی خاکی اجازه ی حرف زدن از او سلب شد.

الهی

ندای مظلوم مهمان توست رحمت و لطف بی نهایتت نثارش فرما و سلام میلیونها بندگانت را به او برسان.

به مادر و پدر ندای عزیز تسلیت گویان مژده می دهم دیگر "ندا " خسته به خانه بازنخواهد گشت زیرا یکتاعزیز و معبود عالم  او را به مهمانی فراخواند.

دیگر "ندا " مجبور نیست بدنبال تکه ورق رأى بدود !!

دیگر " ندا " احتیاجی ندارد آرزو کند کسی بهتر از احمدی نژاد بر کرسی حکم نشیند چون "ندا " ی عزیز خودش بر تخت و کرسی دلها نشست و هرگز کسی او را از این تخت و کرسی به پایین نخواهد نشاند ...

خونی که بر صورت و چشمان زیبای "ندا " جاری شده بود از ریه هایش بیرون زده بود چون در وقت از کار افتادن قلب خون در ریه ها جمع می شود و بصورت استفراغ از دهان و بینی خارج می شود .

این حالت در وقت جان کندن رخ می دهد.

و "ندای" جوان با تلاش بسیار نتوانسته قلب پاره شده اش را به کار وادارد …

قلبی که بدست نامردی شکافته شد …

امیدوارم قاتل ظالم و نامردش مرگ سختی را بچشد و در آن لحظه فرشته ی مرگ او را با سختی شکنجه دهد و به یاد لحظه ای اندازد که قلب دختری را ظالمانه پاره کرد و خونش را بر صورت و چهره ی آرامش سرازیر ساخت.

هرچند شهیدان مظلوم بسیاری در کردستان ، زاهدان و بسیاری از شهرهای اهل سنت بودند كه حتى نامشان نيز بر اين صفحات ظاهر نشد ولى شكى نيست در كتاب خداوند محفوظ است :

و سيعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 16:57  توسط أمة الله | 

الله اکبر، مرگ بر استبداد، برقرار باد آزادی: آری؛ قیام استبداد بر انداز مردم شعله ور شده است - بعد از ۳۰ سال «زور و تزویر ولایت مطلقه»، و بعد از بزرگترین و جاهلانه ترین جعل و تزویر تاریخ ایران، که در جریان اعلان نتایج نمایش ریاست جمهوری و «تماما رُســوای ۲۲ خرداد» رخ داد، و نمونۀ واقعی یک «کودتای انتخاباتی» بود، خشم و غضب مردم ایران به اوج خود رسید و متعاقب آن «قیام استبداد بر انداز مردم ایران» شعله ور گردید. 

این «صدای الله اکبر مردم تهران» است، که بعد از تهدیداتِ «رأس استبداد ولایت مطلقه» علی خامنه ای در نمایش جمعه سر داده شده است، صدایی که در شب هفتم قیام استبداد بر انداز، مظلومیت «مردم استبداد زده» را منعکس می سازد. همچنین قرار است که فردا (شنبه) مردم در مقابله با وعد و وعید ولی مطلقه  به صحنه بیایند و خواست برحقشان را مبنی بر «اِبطال انتخابات مُزَوَّر و استبدادی» استمرار بخشند. ان شاء الله در کار خود موفق خواهند شد و از گزند استبداد محفوظ خواهند بود. و طبعا هر خطر و صدمه ای که متوجه مردم حق طلب و آزادیخواه شود «مسئولیت مستقیم آن» به گردن نظام مُستبد و نظام «زور و تزویر» ولایت مطلقه است. الله اکبر، مرگ بر استبداد، بر قرار باد آزادی

سازمان موحدین آزادیخواه ایران

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 17:14  توسط أمة الله | 
سلام بر هر عزیزی که نغمه ی آزادی و حق جویی بر جان و لب دارد...

سلام بر اهل غیور ایران زمین که نام ایران را عزیزتر از قبل جلوه نمودند...

سلام بر تمامی جوانانی که خون پاک خود را هدیه ی گرانبهای

بهار آزادی وطن نمودند...

به امید روزیکه چهره ی شاد جوانان و کودکان ایران زمین مژده ی سررسیدن

فصل بهار آزادی باشد.

به امید اینکه پرچم توحید و عدل بر تمامی جهان برافراشته گردد و خدای مهربان تمامی فرشتگانش را برای نزول و تماشای آن روز بسوی زمین فرستند.

به امید شنیدن نغمه های شیرین سخنان خدایم در همه جا که بشارت آن روزها

را به ما فرمود:

و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 13:17  توسط أمة الله | 

سری به سایتهای مذهبی و دینی و افراد به اصطلاح نوگرا بیانداز تا این حقیقت برایت روشن شود:

" درهای بهشت را بستند تا کسی جز خودشان وارد نشوند! "

راستی اگر خدا و رسولش به میل آنان شریعت می آوردند چه می شد!؟

مسلم است که در آن صورت میلیونها بلاتکلیف دم دروازه های بهشت صف کشیده و ناچار وارد جهنم می شدند و العیاذبالله!

ای کاش بجای بستن درهای بهشت به روی دیگران به فکر شناسایی

راههای بهشت رفتن بودند.

ای کاش قبل از اینکه نفس از گلو به سختی بازآید و حرفی برای گفتن و شنیدن ...

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 15:0  توسط أمة الله | 

به نام رحمن به نام یکتا معبودم .

تا حالا شده تنها بنشینی و درونت پر از ناگفتنی ها باشد ولی ندانی چه بگویی!؟

می خواهی درد دل کنی ، به قول معروف سفره ی دلت پهن کنی ولی متوجه می شوی چیزی در بساط نداری!؟

ولی باز متوجه می شوی که درونت لبریز و لبریز از ناگفتنی هاست!

این احساس را به دادگاه عقلت می کشانی و قاضی عقل با نگاهی متوجه می شود گمشده راهی هستی و جایت آنجا نیست پس تو را به سوى دروازه می کشاند تا با خروج از این دادگاه خودت درک کنی که مقصد تو جای دیگر است!

همینجا متوجه می شوی که زمزمه های درونت به هیچ زبانی قابل ترجمه نیستند!

آه خدای من !

این چه لغتی ست که در هیچ مدرسه ای یادم ندادند!؟

لغتی که نوشتنی هایش بدون آغاز و بدون انتهاست!؟

فاعل آن ؟ فعل ؟ مفعول؟!

آنچه فهمیدم رازی نهفته با زبان نگفته !

دیدم اى خدایم مرا می فهمی و این بار به زبانی با تو بودم که بسیار آسان بود!

به آسانی یک نفس کشیدن در یک صبح زیبا!

آنهمه انباشته های درون در یک جمله ی ساده بیان شد !

جمله ای که هرگز نتوانستم ترجمه اش کنم !

و سرانجام آسان و روان به خدایم سخنها گفتم و او هم سخنهایم را نگفته دریافت و بسیاری ناگفتنی ها را برایم نمایان ساخت.

و اینجا بود که با لغت دل آشنا شدم هرچند هنوز هم نمی دانم كه آيا این لغت واقعاً لغت دل بود يا لغت آشناى مهربانى كه با آن توانستم خود را از خود رها سازم!؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 14:9  توسط أمة الله | 
سلام دوستان

امیدوارم از اینکه مدتی از شما دور بودم مرا عفو فرمایید.

دیدم موضوعات مهم عقیدتی دوستان بسیار متشعب و گره خورده به نظر آمده و بهترین راه این دیدم که یک سرنخ برای حل اینهمه گره های عقیدتی پیدا کنم.

به عقیده ی من فهم معنای " توحید " خیلی ما را به فهم همدیگر یاری می رساند.

 از دوستان می خواهم هرکدام مفهوم " توحید " که اساس بینش اسلامیست را از دید و درک خود نشانمان دهند.

از دیدگاه من " توحید " تنها عبادت خداوند یکتا نیست بلکه اتصال کامل عقل و وجدان به تنها صاحب و مالک عالم است.

به این صورت که جز او را بر خود حاکم و مسلط نشناسیم و از کسی جز او هراسی نداشته باشیم و تنها او را ناظر و شاهد همیشه بشناسیم.

بر همین اساس بنده منکر اعتقادات خرافاتی همچون " چشم زخم " و " اتصال مردگان " و " خواب و رؤياهاي تأويلى " و ادا و ادوات آن هستم که بسیاری از زائران قبور دچار اینگونه اوهام و تصورات گشته و تا عمق وجودشان اسیر این وسوسه ها هستند و برای رفع آن به مردگان متوسل می شوند!

دوستان مشتاق همراهى شما و راهنمايى بيشتر شما عزيزان هستم.

الله ياورمان باد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 22:9  توسط أمة الله | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
الحمد لله و الصلاة و السلام على خاتم الأنبياء و المرسلين محمد و على آله و أصحابه و من تبعه بإحسان إلى يوم الدين.
دوستان عزيز ، ورود شما را به اينجا خوش آمد مى گويم.
خوب، شيرينى و مهمان نوازى من به شما اين آيه ى مباركه ى قرآن است.
وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ
سورة العنكبوت آية ۶۹
و آن كسانى را كه در راه ما كوشيدند ، به راههاى خود هدايت مى كنيم و براستى كه الله با نيكو كاران است.
دوستان ، هدف من جمع شدن بر سر سفره ى مبارك " خداشناسى و توحيد " است.
به اين جمع خوش آمديد.

پیوندهای روزانه
اسلام آری ، طائفه گرایی و مذهب گرایی هرگز !
معیار خوشبختی و ارتباطش با غریزه جنسی
فرهنگ غیرقرآنی جنسی
تلقین الله را جدی بگیریم
مسجد و حرمت آن از دید قرآن
از دروغگویی بپرهیزیم
فقط باید الله را بخوانیم
طریقه وضو از قرآن فقط
تنها راه دفاع از سنت رسول الله
آیات قرآن جابجا شده!؟
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
فروردین 1387
آرشیو موضوعی
امور مهم زنان
امور عقيدتي
مناظره
زمزمه هاى درون
نویسندگان
أمة الله
آصف
پیوندها
القرآن
شگفتی ها در قرآن و سنت
سنى نيوز
سازمان موحدین آزادیخواه ایران
دعوت به قرآن
کتابهای اهل سنت
اهل سنت جنوب
کتابخانه عقیده
هر چیزی را با دلیل و استدلال قبول کنیم
خبر و نظر
انجمن اینترنتی مسلمانان
فقط قرآن
قرآن کافی ست
ناجی کرد
اسلام و قرآن
كنكاش
معناى توحيد 1
منطق آب دوغ خيارى
نقطه سرخـــــــــــــــــط
قرآن به فارسي
دوربين
اسك( اهل سنت كردستان )
سنگها سخن می گویند
تاريخ و فرهنگ شرق میانه ( آقای پورپیرار )
بازخوانی
راه سبز
تدبير در آيات
مستند طوفان نوح
گفتگو
شبكة الدفاع عن السنة ( عربي )
right way ( حرفهاى دلم )
صحوة الشيعة
سازمان مجاهدين خلق ايران
سايت دكتر مهدي خزعلي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM